سؤال : اعتقاد به شقّ صدر و تطهير قلب بماء زمزم يا به ماء جنّت و حشو بطن بعلوم و حكمت و ايمان در حقّ آن حضرت چگونه است ؟ چه اكثر اخبار به اين معنى صريحا وارد شدهاند ؟
جواب متضمّن چندين وجه است : اوّل اين شقّ صدر يا حقيقهء است و يا مجازا . پس اگر مجاز است مقصود از آن كنايه است از عصمت و طهارت و معلوم بر سبيل يقين است كه حضور مقدّس نبوى ( ص ) از به دو نبوّت معصوم و مطهّر بوده است ، زيرا كه عصمت از جملهء شرايط نبوّت است و ميبايد كه شرط از مشروط سابق و مقدّم باشد . پس بنابراين معنى مذكور شقّ صدر اگر گوئيم حاصل شد تحصيل حاصل است و بطلان آن محتاج بيان نيست و اگر مقصود حقيقة باشد پس خالى از دو صورت نتواند بود ؛ يا اينكه مراد از آن تغسيل قلب آنكه امعاء گرفته شود از فضلات غذائيّه و خبث كما هو ظاهر من الاخبار الموضوعة . پس اين مطلب نيز از شأن حضور سرور عالميان و سردار آدميان بعيد است . چه تاكنون احدى از اوّلين و آخرين به تغسيل باطن و تطهير قلب و امعاء من اللّه مأمور نشد . چه در اين فعل هيچ فائده مرتّب نمىشود ، زيرا كه الى حين حيات بوجه اكل و شرب حدوث خبث در باطن بطن هر بطين مىشود ، پس از تغسيل آن يك مرتبه چه ثمر . و هرگاه اين تغسيل براى ازالهء عقايد باطله و اخلاق مذمومهء عاطله است ، با ثبوت عصمت و طهارت عن النّجاسات الصّوريّة و الالواث المعنويّة پس بطلان آن نيز عيان و محتاج به بيان نيست . چه معلوم است كه آب را در تغسيل و تنزيل آن تأثيرى نيست .
وجه ثانى : آنكه جميع اهل بيت نبوّت و عصمت و طهارت بر اين منكرند و ايشان احد ثقلان و ثانى قرآنند . پس انكار يكى از ايشان انكار تمامى ايشان ، و حجّت بر تمام خلق است هيچ متنفّسى را از آن مفرّى حاصل نيست . زيرا كه حضور نبوى فداه امّى و ابى تمامى امّت و صحابه را بس به تمسّك ايشان امر فرموده است ، و دليل خطاب الثّقلين بر آنست كه غير ايشان را هرگز تمسّك نبايد كرد و دليل الخطاب نزد اصولييّن حجّت است قطعا ، چنانچه در مختصر الاصول ابن حاجب
تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 10
مساهمون: السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
ص١٠