أمكنه أن يعيد فيها اظهار شريعة الإسلام فعل ، فلمّا رأى من نفسه قوّة فعله فلم يتمّ له » .
نگارنده گويد : همين سال سال مرگ مسعود نامبرده است كه پسرش بعد از فوت او عمل بوصيّت پدر كرده ليكن بنتيجهاى نرسيده است و در كلام ياقوت نيز به همين مطلب و بفوت او در اين سال تصريح شد .
و از اين عبارت ابن الأثير صريحا معلوم مىشود كه تاريخ رقومى كه در معجم البلدانها ذكر شده به اين ترتيب « 545 » غلط است و قول ابن الاثير كه « 555 » باشد درست است چنان كه وجه آن بر اهل فضل پوشيده نخواهد بود .
دكتر مصطفى جواد ( ره ) در ترجمهء علاء الدّين أبو الثنّاء بن العميد مسعود بن منصور زورابادى كاتب گفته ( جزء رابع تلخيص مجمع الاداب قسم 2 ص 1102 ) « فى التّرجمة ( 1419 ) و نقلنا من معجم البلدان طبعة مصر انّه منصور بن منصور » .
و با اين كلام اشاره به آن مىكند كه در سابق گفته ( ص 965 ) :
« قدّم المؤلّف ذكر العميد مسعود بن منصور و قد ذكرنا أنّ الّذي فى طبعة مصر « منصور بن منصور » فعلى ذلك يستدرك عليه .
« العميد منصور بن منصور الزّورابذيّ نسبة الى زورابذ قرية من نواحي - طريثيث ؛ و كان رئيس تلك النّاحية و فى آبائه الرّياسة و لمّا استولى الباطنيّة ( تا آخر كلام ياقوت ) » .
نگارنده گويد : كلمهء « منصور » در معجم الأدباء اشتباها بجاى مسعود ذكر شده و احتمال تعدّد بىمورد است و ناظر در كلمات گذشته را جاى ترديد در اين مدّعا نخواهد ماند و السّلام على من اتّبع الهدى .
تعليقهء 62 تاج الدّوله تتش سلجوقى
( ص 129 ؛ س 3 ) اينكه مصنّف ( ره ) گفته : « در عهد خصومت طتش « 1 » - تتش بابر كيارق سلطان » .
هامش
( 1 ) - اينكه نگارنده كلمهء « طتش » را در نقض بطاء مؤلفه چاپ كرده است بتبع و اختيار ضبط نسخهء عتيق نقض است و در بعضى كتب ديگر نيز بجز نقض ضبط آن بطاء مؤلفه به نظر رسيده است .