تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
كه دارند نمىتوانند در ميان مسلمانان و بلاد ايشان ساكن شوند . داعى بزرگ و معروف ايشان در عراق حسن بن احمد رازى زنديق است كه در آغاز امر در شهر رى كاتب بوده است و علم نجوم و فلسفه را در مصر فراگرفته است ، و خودش را صبّاح ناميده است براى اشاره و تفأّل باينكه او بمثابهء صبحى است كه در ميان داعيان اسماعيلى طلوع كرده است چنان كه حكيم معروف ابو على سينا پسر حسن از دهى بوده از دهات بخارا كه آن را سينا مىگفته‌اند خود را ابن سينا ناميده است تا اشاره باشد بروشنائى و نور كه معنى سناء است و در واقع يك نوع ايهام در اين تسميه در نظر گرفته شده است . و اين زنديق [ يعنى حسن صبّاح ] بسال چهار صد و هفتاد هجرى - 470 بقلعهء الموت بر شد و فرمان دعوت را از مصر گرفته بود پس بكمك و يارى تاج الملك زنديق سابق الذّكر آغاز بدعوت كرد ، و تاج الملك به او پولى داد كه به آن قلعهء الموت را كه خدايش خراب كناد خريد ، حسن صبّاح ادّعاى تشيّع و نصرت اهل بيت پيغمبر را مىكرد و بياران و پيروان خود وعدهء خروج و تسلّط و استيلاء به اطراف و اكناف عالم را مىداد چنان كه گويند : روزى بر قلعه نشسته بود و همهء بلاد و ممالك عالم را بر قوم خود قسمت مىنمود و ايشان را وعده مىداد ليكن وعدهء او وعدهء شيطانى بود كه : و ما يعدهم الشّيطان الّا غرورا ، و هرج و مرج و فتنه و فساد و شرّ و قتل غيلهء ياران او بدستور وى پادشاهان و فرمانروايان و علما و مروّجان مذهب را بسيار شد و آنچه را نيز وعده مىداد از خروج و استيلاء و تمكّن بر بلاد و عباد بدست نيامد و وعده‌هايش از قبيل : كسراب بقيعة يحسبه الظّمآن ماءا ؛ گرديد و سراب شد و هرگز به آب نرسيد ، پس دلهاى مسلمانان بسبب فتنه و فساد او ريش و مجروح شد و بسبب تخلّف وعده‌هايش و نرسيدن او و پيروان او بآرزوهاى خود شادمان و مسرور گرديد ، اين ملعون بسبب تغافل خلفاى عبّاسى و اشتغال سلاطين سلجوقى بنزاع با همديگر و مسامحهء ايشان و امراى ايشان در امر وى و دفع شرّ و غائلهء او كم كم كارش بالا گرفت و دعوت او گسترش و وسعت يافت تا وقتى كه آن ملعون بدرك و اصل شد و در مقرّ سقر و آتش