ابن عبد الملك بن عطّاش الطّبيب ، و كتب للرّئيس عبد الرّزّاق بن بهرام بالرّيّ » .
ابن الجوزى در المنتظم ضمن ترجمهء حسن صبّاح و طايفهء باطنيّه جزء حوادث سال چهار صد و نود و چهار ( ج 9 ص 121 ) گفته : « فكان متقدّمها الحسن بن الصّبّاح و أصله من مرو ، و كان كاتبا للأمير عبد الرّزّاق بن بهرام اذ كان صبيّا » .
تنبيه بر سه امر در اينجا لازم است :
1 - اينكه مقريزى حسن صبّاح را به « كيّال » معرّفى كرده است شايد بدين جهت است كه وى در اوايل امر خود هنگامى كه در رى كاتب رئيس عبد الرّزّاق بوده چنين شغلى داشته و چنين سمتى را عهدهدار بوده است و شايد به جهت اشعار به اين نسبت صاحب نقض ( ره ) او را بلفظ « كل » كه يك نوع صورت شبه اشتقاق با لفظ « كيّال » دارد تعبير و سرزنش نموده است ( رجوع شود بصفحات 511 و 513 و 515 چاپ اوّل ) .
2 - روده نام دروازهاى و نام بازارى در رى بوده است رجوع شود بمسالك و ممالك اصطخرى ( ص 207 ) و در كتب ديگر نيز به اين مطلب تصريح شده است و نيز نام قريهاى در رى بوده است و گويا « قطب روده » كه در نقض بعنوان نام محلّ ذكر شده است ( رجوع شود بص 41 چاپ اوّل ) جايى در روده بوده است كه نسبت به آن مركزيّت داشته است نظير قطب رودهء سمرقند ؛ سمعانى در انساب گفته : « الرّوذكيّ بضمّ الرّاء و سكون الواو و فتح الذّال المعجمة و في آخرها الكاف ؛ هذه النّسبة الى روذك و هي ناحية بسمرقند و بها قرية يقال لها : سح ، و هذه القرية قطب رودك و هي على فرسخين من سمرقند ( الى آخر ما قال ) » .
3 - اينكه مصنّف ( ره ) گفته : « نه بدر مصلحگاه نشست و نه بدر زامهران » براى تنزيه شيعه است از نسبت باباحتيان زيرا چنان كه در تعليقهء آينده ( تعليقهء 56 ) بتفصيل ياد خواهد شد كه مصلحگاه و زامهران دو محلّهء بسيار معروف و بسيار بزرگ شيعهنشين رى بودهاند .
نگارنده گويد : ترجمهء حسن صبّاح معروف و مشهور بلكه كتابهاى بسيارى در آن باب نوشتهاند و اين تعليقات گنجايش بحث از اين موضوع را ندارد اين چند عبارت
تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 280
مساهمون: السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
ص٢٨٠