تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
يقوى بتغافل السّلطان و الأتراك و مداهنتم في أمره فمات لعنه اللّه ( تا آخر كلام او ) » . اين كلام اگر چه از بعضى فقراتش برمىآيد كه چندان متانت ندارد ليكن چون نكاتى را در بر دارد كه كاملا منطبق با بيانات شيخ عبد الجليل ( ره ) است و آنها نشان مىدهد كه مبتنى بر اساسى بوده است و نيز در جائى است كه نوعا فضلا به آنجا مراجعه نمىكنند تا چه رسد به غير ايشان از اين روى قسمتى از آن را كه مربوط باينجاست به عين عبارت نقل كرديم چنان كه ملاحظه شد و اينك مفاد آن را به فارسى درج مىكنيم تا غير فضلا نيز بمعنى عبارت پى برند و از نكات آن بهره‌مند گردند . محصل عبارت آنكه : « باب پنجم از « كتاب ردّ بر كفّار » دربارهء ردّ بر ملحدان است - كه خدا بر ايشان لعنت كناد - ملحدان بدترين و خبيث‌ترين خلق خدا هستند ، و كفر ايشان از كفر فرعون و ثمود و هامان بزرگتر است و كفر همهء كفّار در پهلوى كفر ايشان نمودى و ارزشى ندارد با آنكه گفته‌اند كه : كفر همه‌اش يك ملّت است ، و من خبر ايشان را براى تو مىنگارم : اصل مذهب ايشان از ميمون بن ديصان ثنوى كه در كنشت فارس اقامت داشته است بسال 320 پديد آمده است ، و تقويت مذهب ايشان از ناحيهء تاج الملك ملحد اباحتى ملعون بوده است ، و نخستين شهرى كه اين مقاله و مذهب در آن شهر آشكار گرديد اهواز بوده است و گفته‌اند كه : اصفهان بوده است ، و برگشت اين مذهب و سرانجام و نتيجهء آن تعطيل شريعت و ترك احكام دين است پس اوّل آن رافضيى و آخر آن بىدينى است ، و هيچوقت براى ايشان ملكى و سلطنت آزادى نبوده است بلكه هر چه مىگفته‌اند و ادّعا مىكرده‌اند همه‌اش تلبيس بوده است ، و اصل مقصد ايشان آن بوده است كه با اسلام معارضه كنند و شريعت را درهم و برهم و مشوّش و پريشان نمايند ، مجوس بر هفتصد فرقه « 1 » قسمت شده‌اند و باطنيان در عداد آنان مىباشند ، سگ و خوك در بلاد اسلام مسكن مىگزينند امّا ملحدان و باطنيان نظر بخبث عقايدى
هامش
( 1 ) - انقسام مجوس بهفتصد فرقه بسيار بعيد بلكه از عجايب به نظر مىآيد و در غير اين كتاب به نظر من نرسيده است هر كه طالب باشد خودش تحقيق نمايد و بمراجع لازم مراجعه فرمايد .