تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
آقا شيخ محمّد تقى پسر آقا شيخ محمّد باقر اصفهانى معروف به « آقا نجفى » ( ره ) در عقايد الشّيعه و دلائل الأمّه گفته ( ص 120 ) : « حنبلى مىگويد : نعوذ باللّه خدا جسم است و جان هم دارد هر شب جمعه از آسمان مىآيد به شكل پسر امردى خوش صورتى سوار خرى مىباشد حتّى اينكه نوشته‌اند : در بغداد بعضى از متابعان وى در بالاى بام خود آخورى درست كرده و كاه و جو ريخته كه شب جمعه كه مىشود خدا مىآيد خر او مشغول علف و كاه و جو خوردن شود ، و خدا مشغول با خلق بشود كه آيا توبه كننده‌اى هست ؟ آيا استغفار كننده‌اى هست ؟ تا من هم بدست خدا توبه كنم و خدا بيامرزد مرا . و بعضى ديگر قائل بجسميّت خدا هستند امّا نه به اين حماقت ، اين حماقت مختصّ بحنبلى و تابعان اوست كه از ميان سنّيان اين عقيده را پيدا كرده ؛ شعر :
حنبلى گفته خدا جسم است و جان * مىنشيند بر فراز آسمان صورت امرد پسر دارد خدا * لؤلؤ و مرجان بود كفشش به پا هر شب جمعه ز چرخ چارمين * پس فرود آيد نشيند بر زمين بر خرى باشد سوار آن شهريار * ليك تنها گاه بر استر سوار
تا آنكه گفته ( ص 123 ) : « حكايت شده از بعضى شيوخ و بزرگان متصوّفه كه زاهد شده بود و انقطاع از دنيا و ترك دنيا كرده : روزى گذشت بر او مرد نفّاطى و با آن مرد امردى خوش - صورتى گيسو مجعّدى بود اين شخص صوفى الحاح كرد در نظر كردن به آن جوان و مكرّر نظر كرد و بسيار نگريست بقدرى كه آن مرد نفّاط خيالى دربارهء آن صوفى كرد شب به پيش صوفى آمد و گفت : ايّها الصّوفى ديدم ترا زياد نظر كردى به آن پسر ، اگر خيالى دارى تو مختارى ، صوفى گفت : چون مذهب من اينست كه خدا به شكل امرد مىآيد به زمين ؛ اينكه زياد نظر كردم خيال كردم خداست ، آن مرد گفت ، آنچه من بر او هستم از نفّاطى بهتر از چيزيست كه تو بر او هستى [ از عقيده ] با اين زهدى كه دارى و با اين حرف كه مىزنى يعنى تو از من بدترى » .
تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 274 | السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث