استاد فقيد مرحوم عباس اقبال در مجلّهء يادگار ، سال سوم ، شمارهء نهم ( ص 49 - 50 ) و در ضمايم كتاب « وزارت در عهد سلاطين بزرگ سلجوقى » ( ص 281 ) گفته :
« مقارن جلوس سلطان فرّخزاد غزنوى يعنى در سال 444 يكى از اين خاندان بنام منوّر بر قسمتى از قهستان مستولى بود و چون فرّخزاد به خيال پس گرفتن ولايات اجدادى در اين سال بر الب ارسلان شوريد و لشكرى عظيم بخراسان كشيد الب ارسلان يكى از امراى خود را كه اتابك قطب الدّين گلسارغ نام داشت بخراسان فرستاد و اين امير در خراسان بمردم آزار بسيار رساند از جمله خواست بعنف خواهر منوّر را با خود همخوابه كند منوّر به اسماعيليّه التجا برد و اسماعيليّه بمدد او بقهستان آمدند و از اين تاريخ بر بلاد و قلاع آن استيلا پيدا كردند ( ابن الاثير وقايع سال 494 ) و از اين تاريخ راههاى بيابان يعنى طرق ما بين يزد و كرمان از طرفى و خراسان و سيستان از طرفى ديگر تحت نظارت ايشان قرار گرفت .
و گويا اين اسماعيليّه كه منوّر سيمجورى بايشان التجا برده است ( تا آخر آنچه در تعليقهء 49 تحت عنوان « طبس گيلكى » نقل شده است رجوع شود بص 257 - 258 ) » .
و نيز استاد فقيد مرحوم عباس اقبال در مجلهء يادگار ( سال سوم ، شمارهء نهم ، ص 52 - 53 ) و در كتاب وزارت در عهد سلاطين بزرگ سلجوقى در ضميمهء اول ( ص 282 - 285 ) گفته :
« امير حبشى به شرحى كه در جامع التّواريخ رشيدى و زبدة التّواريخ ابو القاسم كاشى ( هر دو در قسمت تاريخ اسماعيليّه ) بتفصيل و در جهانگشاى جوينى ( جلد سوم ص 207 - 208 ) مختصرتر مسطور است در سال 489 موقع حركت بخراسان از سلطان بركيارق فرمان تصرّف قلعهء گرد كوه را كه در قديم گنبدان دز ميگفتند و بعدها از قلاع معتبر اسماعيليّه در ولايت قومس شد گرفت و در نيمهء شعبان آن سال بر آن قلعه دست يافت و از جانب خود رئيس مظفّر مستوفى را كه سابقا در اصفهان پنهانى در سلك پيروان احمد عطّاش از دعاة معتبر نزاريّه درآمده بود بر آن قلعه حاكم كرد و رئيس مظفّر به زودى در حدود ما بين قومس و خراسان و مازندران املاكى زياد
تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 277
مساهمون: السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
ص٢٧٧