تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
در مصطلح اهل عراق و اهل آذربايجان كه « كيلو » را « چيلو » گاهى تعبير ميكنند ، و در عبارت عوامى عراقى در مشتقّات مادّهء « ب ك ى » نوعا به حرف « چ » فارسى مىآورند مثلا « تبچى » بجاى « تبكى » به كار مىبرند الى غير ذلك پس به گمان قوى مراد همان « ونك » فعلى است كه از دهات شمالى طهران مىباشد و در تعليقات همين كتاب در جاى ديگر از آن بحث خواهد شد . و گويا نسخه نويسان به جهت مندمج بودن صورت كلمه آن را يا ساقط نموده‌اند و يا تحريف كرده‌اند و اللّه هو العام بحقيقة الحال .

تعليقهء 52 ( ص 120 ؛ س 9 ) مجد الملك أبو الفضل أسعد بن محمد براوستانى قمى

ياقوت در معجم البلدان گفته : « براوستان از دهات قم است از آنجاست وزير مجد الملك ابو الفضل اسعد بن محمّد براوستانى وزير سلطان بركيارق پسر ملكشاه ، وزيرى مقتدر بود بطورى كه بر سلطان بركيارق مسلّط بود سپاهيان بركيارق او را متّهم داشتند باينكه موجب تباهى حال ايشان مىباشد و خواستار مجد الملك از او شدند پادشاه مجبور شد و وزير را بايشان به اين شرط تسليم كرد كه او را نكشند ليكن سپاهيان فرمان او را نبردند و وى را كشتند بسال 492 » . عماد كاتب در تواريخ آل سلجوق بعد از آنكه كياست و كفايت مجد الملك و خدمات او را ضمن ذكر مطالب تاريخى ياد كرده چنين گفته است ( ص 87 ) : « و أمّا مجد الملك فانّهم أفسدوا عليه قلوب العساكر و أضروها بمضرّته و أغروها بطلب غرّته ، فبضّعوا بين الجمهور بسيوفهم أعضاءه و وزّعوا أشلاءه و ذلك في سنة 492 و له احدى و خمسون سنة و كان رجلا مواظبا على الخيرات و الصّيام و القيام و اقامة الصّلوة و ايتاء الزّكوة مديما للصّلات و الصّدقات ، لم يسع قطّ في دم و لم يخط الى مضرّة أحد بقدم » . يعنى « امّا مجد الملك پس امرا دلهاى سپاهيان را از مجد الملك برگردانيدند