تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
و سكّه‌هائى بزنند كه مردمان بعوض قراضه آنها را به كار برند و در داد و ستد آنها را بجاى قراضه مصرف كنند امير المؤمنين با تقاضاى ايشان موافقت كرد پس زنان بد كاره فرار كردند و مجامع فسق و فجور تعطيل شد و شرابفروشيها بسته گرديد و وعده دادند كه اماكن فسق و فجور را بالكلّيّه ويران كنند و بعوض قراضه پولها و دراهمى تهيّه نمايند كه معاملات مردم با آنها انجام شود » . چنان كه ملاحظه مىشود از عبارت صريحا برمىآيد كه بوسيلهء قراضه به آن اماكن فسق و فجور راه مىيافته‌اند و قراضه در لغت بمعنى ريزه است در صحاح گفته : « و القراضة ما سقط بالقرض و منه قراضة الذّهب » و در قاموس گفته : « و القراضة بالضمّ ما سقط بالقرض » و در تاج العروس در شرح آن گفته : « أى به قرض الفأر من خبز او ثوب او غيرهما ، و كذلك قراضات الثّوب الّذى يقطعها الخيّاط و ينفيها الجلم ، و كذلك قراضة الذّهب و الفضّة » . و در لسان العرب نيز نظير اين كلام هست . و در منتهى الارب گفته : « قراضة كثمامة ريزهاى زر و سيم و جز آن كه وقت تراشيدن برافتد » ابو نصر فراهى در نصاب الصّبيان گفته :
« حشاشه باقى جان و عراضه راه آورد * قراضه ريزهء زر ربح سود و خسر زيان »
و خوراسكانى در قطرات در شرح بيت مذكور گفته ( ص 37 ) : « قراضه بالضّمّ ريزه‌هاى زر و سيم و غير آنها ، و تخصيص بزر از ضرورت است » . چون معلوم شد كه « قراضه » چنان كه در لغت بمعنى ريزهء زر آمده است در آن زمان پولى رايج معمول به بوده است و معنى « قيراط » نيز در سابق گذشت كه قريب به همين معنى است ( رجوع شود بص 239 ) پس روشن مىشود كه آن اماكن مذمومه را در فارسى آن زمان « قيراط خانه » مىگفته‌اند و شايد در عربى نيز به « بيت القراضه » يا « دار القراضة » از آن اماكن تعبير مىكرده‌اند زيرا بصراحت فهميده مىشود كه فقط « قراضة » وسيلهء وصول به آن اماكن منحوسه بوده است و بدين جهت مردم تعويض آن را به پول ديگر مىخواسته‌اند زيرا وقتى كه قراضه در دست نمىبوده وسيله‌اى براى دخول در آن اماكن نداشته‌اند و شايد در كتب