تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
خورند كه در شرع حرام و آن كنند كه بيرون از دين اسلام بود » . از اين عبارت برآمد كه آن وقت در غير بغداد نيز اين مجالس لهو و لعب و مجامع فسق و فجور وجود داشته است پس گويا مصنّف ( ره ) در اينكه بغداد را مخصوص بذكر كرده كه مىبايست خليفه اين قبيل مجالس و مجامع را در آنجا از ميان برمىداشت وجهش و سببش اين است كه آن زمان بغداد مقرّ خلافت عبّاسى و عاصمهء مملكت اسلام بشمار مىرفته است پس حدّأقلّ أثر وجودى خليفه بايستى آن مىبود كه در بغداد كه ميتوان گفت آن زمان آنجا در حكم مرأى و منظر و مسمع وى بوده است اين قبيل جايگاههاى انجام امور محرّمه برچيده شده باشد پس چون وجود آنها در بغداد ثابت شود بديهى است كه در جاهاى ديگر بطريق اولى مانعى و رادعى نخواهد داشت .

تكملة

از اين عبارت ابن الجوزى : « و اجتمع الحنابلة فى جامع القصر من الغد ، فأقاموا فيه مستغيثين ، و أدخلوا عليهم أبا اسحاق الشّيرازيّ و أصحابه ؛ و طلبوا قلع المواخير ، و تتبّع المفسدات ، و من يبيع النّبيذ ، و ضرب دراهم تقع المعاملة بها عوض القراضة ، فتقدّم أمير المؤمنين بذلك ، فهرب المفسدات و كبست الدّور ، و ارتفعت الأنبذة ، و وعد بقلع المواخير و مكاتبة عضد الدّوله برفعها و التّقدّم بضرب دراهم يتعامل بها » ( چنان كه در ص 242 گذشت ) برمىآيد كه « قيراط خانه » ترجمهء « قراضه‌خانه - بيت القراضة يا دار القراضة » است زيرا با تدبّر در معنى عبارت و اعمال نظر در آن روشن مىشود كه قراضه پولى بوده كه بوسيلهء آن بأماكن فسق مورد بحث راه مىيافته‌اند و بهتر آنست كه محصّل عبارت را به فارسى بنويسيم و آن اينكه : « فردا حنبليان در جامع قصر گرد آمدند و در آنجا بعنوان استغاثه و داد - خواهى اقامت نمودند و ابو اسحاق شيرازى و اصحاب او را نيز در اين امر با خود همراه نموده و بجامع قصر در آوردند و خواستار شدند كه زعماى امور فرمان دهند تا اماكن فسق و فجور مورد بحث را ويران كنند ، و زنان بدكاره و فواحش را مورد سياست قرار دهند ، و شرابخانه‌ها را ببندند و شرابفروشها را تنبيه نمايند ،