زمخشرى در اساس البلاغه گفته : « و تقول : لأن يطرحك أهل الخير في المآخير خير من أن يصدّرك أهل المواخير » و جوهرى در صحاح گفته : « الماخور مجلس الفسّاق » و فيروز ابادى گفته : « الماخور بيت الرّيبة و من يلى ذلك البيت و يقود اليه معرّب ميخوار ، أو عربيّة من مخرت السّفينة لتردّد الناس اليه ، ج مواخر و مواخير » و جزرى در نهايه گفته : « و في حديث زياد لمّا قدم البصرة واليا : ما هذه المواخير ؟ الشّراب عليه حرام حتّى تسوّى بالأرض هدما و حرقا ، هي جمع ماخور و هو مجلس الرّيبة و مجمع أهل الفسق و الفساد و بيوت الخمّارين و هو تعريب ميخور و قيل : هو عربيّ لتردّد النّاس اليه من مخر السّفينة الماء » و در منتهى الارب گفته :
« ماخور خرابات و خرابات نشين و آنكه بسوى خرابات برد معرّب ميخوار ، يا لغت عربى است مشتقّ از مخرت السّفينة بدانجهت كه مردم به آنجا آمد و رفت مينمايند مواخر و مواخير جمع » ابن خلف در برهان قاطع گفته : « ماخور بر وزن ماهور خرابات را گويند كه شرابخانه و قمار خانه باشد » .
از بيانات گذشته به خوبى روشن شد كه بوسيلهء احداث اين اماكن فسق و فجور و مجامع اهل بغى و فساد پولهاى بسيار جمع ميشده بطورى كه هم مباشران اين كارها از مال دنيا متمتّع ميشدهاند و هم ماليّات سرشارى بخزانهء سلاطين ميرساندند .
از جملهء شواهد جليّهء اين مدّعا كه علاوه مىشود بر بيانات گذشته آنست كه راوندى در اوايل راحة الصدور در اثناى شكايت از روزگار گفته است ( ص 31 ) :
« و سرهنگان نامسلمانان كه به فتواى قرآن خون ايشان مباح است بر سر مسلمانان داشتند تا بىرحم به زخم چوب از مسلمانان زر مىستدند ، و بهانه و مصادرات و تقرير فاش شد ، و در هر شهرى بهانهگيرى بود كه مسلمانان را رنج مينمود ، و خون و مال مسلمانان ميبرد كه اين منفعت ديوانست ، و خرابات و خمرخانهها را بنا كردند و بفاش لواطه و زنا و مناهى شرع را تمكين دادند ، و بر هر چيزى ضمانى نهادند و قرار مالى بدادند كه اين توفير پادشاهست و آب علما ببردند ، و هر سرهنگى دهجا قوّاد خانه نهاده است ، در هر شهرى از شهرهاى عراق . . . . . زنان نشانده آن
تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 248
مساهمون: السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
ص٢٤٨