پرسيد وى اظهار داشت كه ابن جوزى در تاريخ « المنتظم » در چندين مورد به اين مطلب تصريح كرده است و من در پشت همان تاريخ آن موارد را يادداشت كردهام چون برگردم براى شما مىفرستم ، نگارنده نظر باشتياقى كه بدانستن اين امر داشت در همان چند روز كه ايشان اينجا تشريف داشتند تاريخ نامبرده را [ همانقدرش را كه چاپ شده است ] از آغاز تا انجام مطالعه كرده و موارد ذكر قضيّه را بيرون آورده و به نظر شريف وى رسانيد آن مرحوم نيز بيش از حدّ عادى نگارنده را مورد تحسين و تشويق و تجليل قرار داده و آنچه لازمهء شأن مثل او بود بجاى آوردند - ملأ اللّه قبره نورا و روحه سرورا - و در واقع اگر اين دلالت و هدايت او نمىبود شايد نگارنده بدريافت دلائل و شواهد كلام مورد بحث چنان كه شايد و بايد موفّق نمىشد ؛ بارى برگرديم باصل مقصود .
ابن الجوزى در المنتظم ضمن ذكر حوادث سال 425 گفته ( ج 8 ؛ ص 78 ) :
« ثمّ عاد العيّارون فظهروا ثمّ بذلوا حفظ البلد و لزوم الاستقامة فاقرّوا على ذلك و فسح لهم في جباية ما كان أصحاب المسالح يجبونه من الأسواق ، و اعطوا ما كان لصاحب المعونة من ارتفاع المواخير و القيان ، و كانوا يخاطبون بالقوّاد » .
محصل ترجمه آنكه :
آنگاه عيّاران برگشته زمام امور را به كف گرفته و بساط امن و امان و نظم و نسق را در شهر بغداد پهن كردند و مردم نيز در مقابل اين خدمت آنچه را از عايدات بازارها بدولتيان مىپرداختند بايشان دادند ، و همچنين آنچه را پيوسته بصندوق درآمد دولت از ماليات خرابات و مراكز فسق و فجور از قبيل قمار خانهها و شرابخانهها و زناخانهها و غناخانهها ميرسانيدند بعيّاران پرداختند » .
نگارنده گويد : اين عبارت صريح است در اينكه در تاريخ مزبور مواخير مذكور از طرف زمامداران وقت مجاز بوده و ماليّات خاصّى نيز داشته كه بصندوق دولت عايد ميشده است .
و نيز ابن الجوزى در المنتظم در اثناى ذكر حوادث سال 464 گفته است
تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 241
مساهمون: السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
ص٢٤١