دعوت و مواطن ظهور دولت و بروز قدرت فاطميان مصر بوده است بنابراين مؤلّف « بعض فضائح الرّوافض » امور مذكوره در كلمات خود را خواه راست باشد خواه دروغ به اين موارد نسبت داده است و چون با اين مقدار كه ياد كرديم عبارت متن روشن شد و بيّنه و برهانى نيز براى تصحيح به عمل آمد ختم سخن در اين موضوع مىكنيم پس هر كه طالب تفصيل باشد بايد بمفصّلات رجوع كند .
تعليقهء 47 ( ص 44 ؛ س 13 ) قيراط خانه
اينكه مصنف ( ره ) در نقض گفته ( ص 99 ؛ س 10 - 14 ) :
« امّا جواب اين كلمات كه : خلفاء ملاحده خمر فروختن و زنا و لواطه و غير آن از منهيّات شرعى به ظاهر كردند ؛ آرى كردند لنعت بر ملحدان باد و اقوالشان ، امّا ميبايست كه اين معنى در بغداد ظاهر نبودى ، و قيراط خانه كه در وى همهء منهيّات رود در جهر ، و خمر نفروختندى ، و رضا ندادندى ، و اجرت نستدندى ، تا بر ملاحده اين طعن شايستى زدن » .
نگارنده گويد : كلمهء مركبّهء « قيراط خانه » را در كتب لغت دسترس نيافتم ليكن نظر باينكه مراد از آن به خوبى از اين كلام مستفاد مىشود زيرا از سياق سخن و وصف آن باينكه : « دروى همهء منهيّات رود در جهر » صريحا معلوم مىشود كه مقصود اماكنى بوده است كه فسّاق و فجّار و اوباش و بدكاران در آنجاها گرد آمده و بانجام امور منهيّه در شرع ميپرداختهاند .
پس بهتر آنست كه اوّل ببحث از معنى لغوى كلمه بپردازيم و بعد از روشن شدن معنى كلمه آنچه را مقام اقتضا كند بجا بياريم و باللّه التّوفيق .
جوهرى گفته : « و القيراط نصف دانق و أصله قرّاط بالتّشديد لأنّ جمعه قراريط فابدل من أحد حرفي تضعيفه ياء على ما ذكرناه في دينار ، و أمّا القيراط الّذي في الحديث فقد جاء تفسيره فيه : أنّه جبل احد » و در صراح آن را چنين