تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦

تعليقهء 43 ( ص 41 ، س 14 ) كافور رباحى

اينكه در نقض در وصف تمول أبو الحسن فرات گفته ( ص 87 ؛ س 20 ) : « و سد رطل كافور رباحى » در آنند راج گفته : « رباح براء مهمله و حاى حطّى در آخر كسحاب جانورى است مانند گريه كه كافور از وى گيرند و كافور رباحى بدان منسوب است و اين غلط است چه كافور صمغ درختى است » و در برهان قاطع گفته : « كافور بر وزن ناشور معروف است و آن دو قسم مىباشد يكى از درخت حاصل شود و آن را جودانه ميگويند ، و ديگرى عملى است و آن چوبى است كه ميجوشانند و از آن بر مىآورند » و در منتهى الارب گفته : « كافور صمغ درختى است خوشبوى كه در گوهاى درياى هند و چين مىباشد و گويند : بسر انديب ميرويد و بس ، و درختش در نهايت بزرگى باشد چندانكه صد سوار و زايد از آن را در سايه دارد و هميشه سبز و بىشكوفه و بىثمر ، و چوبش سپيد و سبك و پلنگ و مار بزيرش همواره باشند ، و آن صمغ را اقسام مىباشد رباحى منسوب بسوى رباح نام پادشاهى كه اوّل آن را يافته و آن سپيد مايل بسرخى و شبيه بمصطكى ، و قيصورى و آن نيك سپيد و صاف و در جوف درخت يافته شود ، و اين هر دو را جودانه نيز گويند ، و كافور مولى از ريزهاى چوب جوف درخت از جوشانيدن آن بهم ميرسد و آن تيره رنگ و ناصاف باشد » . فيروز ابادى در قاموس گفته : « الرّباحيّ جنس من الكافور و قول الجوهريّ : الرّباح دويبة يجلب منها الكافور خلف ، و اصلح في بعض النّسخ و كتب : بلد ؛ بدل دويبة و كلاهما غلط لانّ الكافور صمغ شجر يكون داخل الخشب و يتخشخش فيه اذا حرّك فينشر و يستخرج منه » و زبيدى در تاج العروس بتفصيل بشرح عبارت قاموس پرداخته است هر كه طالب باشد به آنجا مراجعه كند كه اين تعليقات را گنجايش ذكر آن نيست . امّا در صحاح مطبوع بايران عبارت جوهرى اينست : « و الرّباح أيضا دوبية