تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
إجلال اللّه تعالى اكرام ذى الشّيبة المسلم » مايهء حرمت و وقار و نشانهء عزّت و اعتبار است بوسيلهء ارتكاب بامر ناشايستى تبديل بپالان مىكند و بعبارت ديگر گويا شخص بواسطهء عدم رعايت قدر و مرتبهء خود خويشتن را از مقام شامخ انسانيّت تنزّل داده و تحت نوع حيوان ناهق مندرج نموده است پس مثل آنست كه ريش خود را پالان خر كرده و مقام شامخ خود را از دست داده است ، و مصراع دوم بيت قوامى نيز اين وجه دوم را تأييد مىكند زيرا در اين صورت دو مصراع بهمديگر بهتر مرتبط شده و بين پالان و اصطبل و خر مناسبتى واضح خواهد بود و بالاخره فن مراعات نظير در شعر پديد خواهد آمد بخلاف وجه أوّل ؛ بارى محصّل عبارت نظير محصّل « هو حمار فى مسلاخ إنسان » خواهد بود كه عرب تعبير مىكند و اين وجه را به اين بيان نيز توجيه ميتوان كرد كه ريش را تشبيه بمركوبى كرده كه بر پشتش پالان ميگذارند و وجه شبه همانا وسيلهء نيل به مقصود است يعنى چنان كه مركوب انسان را به منزل مقصود مىرساند همين طور ريش او را به مقصد مىرساند پس گويا سوار بر ريش خود شده بمطلوبش ميرسد . امّا اينكه كلمه بميم باشد يعنى « مالان » وجه صحّتى براى آن بنظرم نميرسد و گمان ميكنم كه بجز از تصحيف وجهى نداشته باشد مگر آنكه مقلوب « لامان » باشد و بر فرض اين احتمال معنى آن را از كتب لغت اخذ كنند .

تعليقهء 42 ( ص 80 ، س 18 - 19 و ص 81 )

اينكه مصنّف ( ره ) گفته : « امّا پسران ابو البغل ، و پسران بسطام و پسران سنگلا بالحاد و زندقه متّهم بودند و مجبّران بودند باوّل پس ملحد شدند ، امّا بوسهل نوبختى - رحمة اللّه عليه - شيعى و معتقد بوده است » .

مطالب اين تعليقه در چهار مبحث تحت چهار عنوان بيان مىشود

مبحث اول - پسران ابو البغل

مراد از « پسران ابو البغل » أبو الحسن علىّ بن احمد بن يحيى بن أبى البغل و برادر او أبو الحسين محمّد بن أحمد بن يحيى بن أبى البغل است كه از دبيران