مذكور است :
« و بدين بهانه بهلول حقّ ولى نعمت فراموش كرده و بجانب شهر توجّه نمود و يكى از ظرفا حضرت اعلى را مخاطب ساخته در شأن بهلول و حركت ناپسنديدهء او گفته :
اى تير تو در ديدهء اعدا ميلى * در حضرت تو پيادهاى چون پيلى
بهلول گر از سپاه تو رفت چه باك * كم گير ز بغداد كهن زنبيلى » .
تعليقهء 41 ( ص 75 ؛ س 4 ) در تحقيق اصطلاح و مثلى است « ريش بالان كردن »
اينكه مصنّف ( ره ) گفته ( ص 75 ؛ س 4 ) : « مگر فراموش كرده كه همه روز او و امثال او ريش پالان كرده پياده بدرسرايهاى ايشان مىگردد » .
از ملاحظهء كتب زمان مصنّف ( ره ) برمىآيد كه « ريش پالان كردن » ( بباء عربى يا بباء فارسى يا بميم ) اصطلاح يا مثلى بوده است كه در آن زمان به كار مىرفته است قوامى رازى در قصيدهاى گفته ( ص 13 ديوان او ؛ س 20 ) :
« ريش مالان كرده مدح تو تا كى گويم * كاندر اصطبل تو بدبختتر از من خر نيست
حكيم سنائى در حديقه در ذمّ فقيه نمايان ( ص 671 - 672 چاپ استاد محترم جناب آقاى سيد محمّد تقى مدرّس رضوى ) گفته :
« كه وكيل اندر آستين دارد * اسب حاكم به زير زين دارد
باز تا ضيعتى بر اندازد * ريش بالان كند بده تازد
چون بده تاخت باد و من كاغذ * در خروش آيد اهل ده كامذ »
چون در اغلب كتب لغت فارسى نسبت بحلّ اين عبارت بيانى بدست نياوردم ناچار متون موارد اين تعبير را با اندكى ما قبل و ما بعد عبارت مورد استشهاد در اينجا نقل كردم تا خوانندگان موارد استعمال آن را در نظر داشته باشند و اينك عبارت