كه ابو طالب بزعم اهل سنّت و جماعت به حضرت رسول ايمان نياورده بوده اصلا و ابدا و بوجه من الوجوه جاى مقايسه بين اين دو برادر يعنى ابو طالب و ابو لهب چنان كه جامى گفته : « شد مقر در سقر چو بولهبش » نيست . چه ابو لهب در تمام مدّت عمر خود بعد از بعثت حضرت رسول از بزرگترين مستهزئين و آزار كنندگان حضرت رسول بود و هميشه كثافات و نجاسات بر در خانهء آنحضرت مىافكند و هر شخصى يا قبيلهاى را كه آنحضرت باسلام دعوت مىنمود ابو لهب فرياد مىزد كه :
سخن او را باور نكنيد ، اين جوان برادرزادهء من است « 1 » و من او را بزرگ كردهام ، وى ديوانه است . و زن ابو لهب امّ جميل بنت حرب خواهر ابو سفيان معروف نيز در عداوت و ايذاء حضرت رسول كمتر از شوهر ملعون خود نبود و هميشه بوتههاى خار مىآورد و بر سر راه حضرت رسول مىنهاد و به همين مناسبت خداوند در قرآن او را « حمالة الحطب » خوانده است . در صورتى كه ابو طالب چنان كه گفتيم مدّت چهل و دو سال تمام از سنّ هشت سالگى حضرت رسول كه در آنسال جدّش عبد المطّلب وفات نمود تا سنّ پنجاه سالگى حضرت رسول كه در آنسال ابو طالب وفات يافت دائما و با جميع قوى و مساعى خود از حضرت رسول نگاهدارى و كفالت و سپس در مقابل كفّار قريش پس از بعثت آن حضرت حمايت و دفاع نمود ، و فقط بعد از وفات ابو طالب در سال سه قبل از هجرت بود كه حضرت رسول بكلّى تنها و بىحامى ماند و آزار و استهزاء و ايذاء كفّار قريش بمنتهى درجهء شدّت خود رسيد و بالأخره اهالى مكّه اجماع بر قتل حضرت نموده و آن حضرت چنان كه معلوم است در خفيه از مكّه بمدينه هجرت نموده و خود حضرت رسول فرموده : « ما نالت منّي قريش شيئا أكرهه حتّى مات أبو طالب » و نيز فرموده : « ما زالت قريش كاعة « 2 » عنّي حتّى مات عمّي أبو طالب » .
و بدون هيچ شكّ و شبهه چنان كه خود حضرت مستطابعالى نيز در ص 52 - 51
هامش
( 1 ) - عبد المطلب جدّ حضرت رسول سيزده پسر داشت : عبد اللّه ( پدر حضرت رسول ) و عباس و ابو طالب ( پدر حضرت امير ) و حمزه و ابو لهب . محلّ گفتگوى ما ، و غيداق و حارث و حجل و مقدم و ضرار و زبير و قثم و عبد الكعبة .
( 2 ) - كاعة جمع كائع است يعنى ترسنده .