به اين فقره اشاره فرمودهايد در نتيجهء همين علل و اسباب مذكور در فوق بوده است كه سلاطين صفويّه با جامى بغايت دشمن بودهاند و شاه اسمعيل اوّل وقتى كه در سنهء 916 بجنگ محمّد خان شيبانى پادشاه ازبگ خراسان و ماوراء النّهر بجانب خراسان حركت نمود قبل از وصول او بخراسان پسر جامى از ترس اينكه شاه اسمعيل قبر پدر او را نبش بكند عظام رميم جامى را از قبر او در هرات بيرون آورده در جاى ديگر دفن نمود و وقتى كه قشون قزلباش بهرات رسيدند قبر او را شكافتند و جسد او را در آنجا نيافته آنچه چوب و غيره در آنجا يافتند سوختند ، و همچنين بنابر مشهور پس از تسخير هرات شاه اسمعيل دستور داد كه هر جا نام جامى در كتابى ديده شود نقطهء جيم را تراشيده بر بالاى آن گذارند تا « خامى » خوانده شود ( ص 52 از كتاب حاضر ) و باز به همين مناسبت شهرت جامى به تعصّب بوده كه قاضى مير حسين ميبدى كه خود از اهل سنّت و شافعى بوده ولى متعصّب نبوده قطعهء مشهور ذيل را در حقّ جامى گفته ( ص 142 ) :
آن امام به حق ولىّ خدا * اسد اللّه غالبش نامى
دو كس او را بجان بيازردند * يكى از ابلهى يك از خامى
هر دو را نام عبد رحمن است * آن يكى ملجم اين يكى جامى »
تعليقهء 39 ( ص 60 ؛ س 13 ) كتاب فتوح أعثم كوفى
چون در كتاب فتوح أعثم مطبوع اين قسمت ساقط است زيرا نسخهء موجودهء خطّى در اينجا نقص داشته است چنان كه دكتر محمّد عبد الحميد خان كه كتاب زير نظر و تحت مراقبت او بچاپ رسيده و تصحيح شده است به اين امر تصريح كرده و چنين گفته است ( ج 1 ؛ ص 5 ) :
« سقط تتمة القصّة من الأصل مع بقيّة البيعة و ذكر ابتداء وقعة الرّدّة فليراجع لهذه الوقائع الطّبرىّ و الكامل و تاريخ اليعقوبىّ و غيرها من كتب التاريخ » .