تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
و اغماض از اختلافات مذهبى و مناقشات و مخاصمات دينى اهواء و نحل مختلفه است چنان كه حافظ فرموده :
جنگ هفتاد و دو ملّت همه را عذر بنه * چون نديدند حقيقت ره افسانه زدند
و چنان كه مولوى در اين موضوع حكايت بسيار ممتّع چهار مسافر ايرانى و ترك و عرب و رومى را ( كه در اثناء سفر خود درهمى بدست آوردند و هر يكى از آنها مىخواست به آن درهم چيزى بخرد كه آن سه ديگر راضى نمىشدند . ايرانى مىخواست انگور بخرد ، و عرب عنب ، و ترك اوزوم ، و رومى استافيل ، و در سر اين اختلاف ظاهرى گر چه در حقيقت همه يك چيز را مىخواستند جنگ ما بين ايشان در گرفت و يكديگر را مشت مىزدند و اگر شخص خامسى كه هر چهار زبان را ميدانست در آنجا بود و آن درهم را ميگرفت و بدان انگور خريده ، در مقابل آنان مىنهاد ، البتّه آن چهار نفر را باهم صلح ميداد ) بنظم آورده است . و نيز شيخ عطّار ابيات ذيل را در اين خصوص فرموده :
الا اى در تعصّب جانت رفته * گناه خلق با ديوانت رفته دلى از ابلهى پر زرق و پر مكر * گرفتار على ماندىّ و بو بكر گهى اين يك بود نزد تو مقبول * گهى آن يك بود از كار معزول گرين بهتر ور آن بهتر ترا چه * كه تو چون حلقه‌اى بر در ترا چه همه عمر اندرين محنت نشستى * ندانم تا خدا را كى پرستى يقين دانم كه فردا پيش حلقه * يكى گردند هفتاد و دو فرقه چه گويم گر همه زشت ار نكويند * چو نيكو بنگرى جوياى اويند
و خود جامى نيز در اين موضوع گفته در مقطع غزلى :
ز هفتاد و دو مذهب كرد جامى رو بعشق تو * بلى عاشق نداند مذهبى جز ترك مذهبها
معذلك كلّه دانشمند محلّ گفتگوى ما نه فقط خالى از تعصّب نبوده بلكه مثل آن مىماند كه بسيار متعصّب هم بوده است و قراين كثيره بر اين فقره بدست
تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 196 | السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث