تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
كه به جناب على اصغر حكمت دام مجده دربارهء ترجمهء اديب معروف « عبد الرحمن جامى » نوشته است از اين رو قسمتى از آن نامه را كه مربوط به محل بحث ماست در اينجا درج ميكنيم و طالب تمام نامه رجوع كند به آخر كتاب « جامى » كه جناب آقاى حكمت در ترجمهء حال جامى نوشته و بسال 1320 شمسى هجرى در تهران چاپ شده است ( ص 395 - 407 ) . « اينجانب هميشه از اوّل ايّام جوانى تاكنون خيال ميكردم كه با وجود اينكه جامى بعقيدهء اكثر فضلا خاتمهء شعراء بزرگ فارسى زبان محسوب است چرا ديوان كامل او تاكنون در ايران بچاپ نرسيده است ؟ و نيز چرا مثنويّات هفتگانهء او ( گر چه بعضى از آنها متفرّقه و جدا جدا در ايران يا هند بطبع رسيده ) چرا همهء آنها يك جا و با هم مانند خمسهء نظامى و كلّيّات سعدى چاپ نشده تا عموم مردم در كمال سهولت تناول بتوانند بمجموع آثار شعرى جامى دسترسى داشته باشند . زيرا واضح است كه بدست آوردن هفت مثنوى عليحدهء مجزّاى مستقلّ كه هر يك جداگانه و در ازمنه و امكنهء مختلفه بطبع رسيده ، و بعضى از آنها در حاشيهء كتابى ديگر چاپ شده مانند سلسلة الذّهب در حاشيهء يكى از چاپ‌هاى هند « نفحات الانس » بمراتب مشكل‌تر و گرانتر و صعب المنال‌تر است تا بدست آوردن يك كتاب واحد كه مجموع آن هفت مثنوى را در بين الدّفّتين خود حاوى است و انسان يك مرتبه پول مىدهد و مىخرد و راحت مىشود ، و چرا مردم آن اهمّيّتى را كه به اين شاعر بزرگ فاضل عالم دانشمند بايستى بدهند تاكنون نداده‌اند ؟ و چرا آن شهرتى را كه لايق مقام شامخ فضل و دانش او و رتبهء بسيار عالى شعر و شاعرى اوست هنوز جامى در ميان ايرانيان احراز نكرده است ؟ بلى تا درجه‌اى از روى مطالعات و مسموعات خود حدس مىزدم كه علّت عمدهء اين امر يعنى عدم تقدير مردم ايران جامى را چنان كه در خور مقام اوست ، معلول چند علّت بوده است كه اهمّ آنها اين بوده كه جامى با همهء تمايل او بمشرب عرفان و تصوّف كه لازمهء آن عادة وسعت مشرب و خلوّ از تعصّب و مسامحه