تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
برخاستند و حاضر شدند كه اگر سلطان ايشان را در چراگاه‌هاى سابق باقى گذارد هر سال پول و حشم به خدمت او بفرستند . سنجر زير بار نرفت و با جمعيّتى قريب به صد هزار نفر بدفع آن طايفه عازم شد . بدويان غز يك بار در محرّم 548 نزديك بلخ لشكر سنجر را شكست دادند ، و بار ديگر در جمادى الاولى از همين سال در نزديكى مرو و در اين دفعهء اخير امير قماج و جمعى ديگر از امراى سنجرى بقتل رسيدند و سلطان و زوجه‌اش در ششم جمادى الاولى بدست غزان اسير افتادند و بيابان نشينان تركمان مانند مور و ملخ در خراسان ريختند و بلاد آباد آن كه هر يك چشم و چراغ عالم تمدّن و از جهت عمارت و جمعيّت در آن ايّام كم نظير بودند پايمال سمّ ستوران اين جماعت غارتگر خونخوار گرديد و مرو و بلخ و طوس و نيشابور و هرات بباد يغماى ايشان رفت و بسيارى از علما و اهل زهد و تقوى بدست غز شربت شهادت چشيدند ، تنها شهر هرات بعلّت باروى محكم از تعرّض ايشان مصون ماند » . و نيز او گفته : « تركان غز و سلطان سنجر - تركان غز كه ابتدا در شمال خوارزم و درياچهء آرال سكونت داشتند در زمان استيلاى قراختائيان از جيحون گذشته بحدود خراسان آمدند و قبايل چندى از ايشان از سلطان سنجر اجازه گرفتند كه در حوالى بلخ مقيم شوند و در عوض هر سال 24000 گوسفند بمطبخ شاه برسانند چون سالى بين ايشان و خوانسالار سنجر نزاع شد از دادن مقرّرى ساليانه سرپيچيدند و حاكم بلخ و پسر او را كشتند سنجر بتشويق امرا با صد هزار نفر لشكرى در سال 547 بدفع ايشان پرداخت ولى شكست خورده با زوجه‌اش اسير شد و چهار سال در چنگ آنجماعت اسير بود غزان در آن مدّت در خراسان خرابيها كردند عدّهء زيادى از علما و فضلا را بقتل رسانده بلاد عمدهء آن سرزمين را ويران نمودند حتّى بعدها بكرمان و فارس هم دست يافتند و سلسلهء سلاجقهء كرمان را از ميان برداشتند » .