احمد بن على صبغى دليلى واضح بر ردّ اين توهّم است .
2 - قاضى ابو بكر عبد اللّه لاسكى مذكور در بيانات سابقه پسرى داشته بنام على كه از علما و مشايخ روايت بوده است چنان كه از سند روايتى كه در تدوين رافعى مذكور است برميآيد و نصّ عبارت او در تدوين در حرف عين تحت عنوان « الثّامن و الثّلاثون » ضمن ذكر موسومين بنام « عثمان » اين است ( ص 393 ) :
« عثمان بن اسحاق بن محمّد بن اسحاق بن محمّد بن يونس بن عثمان بن عبيد اللّه بن يزيد بن البراء بن عازب الانصاريّ ابو عمرو القزوينيّ ؛ سمع ابا الحسن القطّان ، و ابا منصور القطّان ؛ حدّث القاضي ابو بكر عبد اللّه و ابو المعالي عبد الرّحمن أنبأنا عليّ بن عبد اللّه الّلاسكيّ سنة ثلاث و سبعين و أربعمائة ( الى آخر السّند ) » .
از اين سند كه مشتمل بر سال تاريخ هم هست كاملا بدست ميآيد كه على مذكور پسر قاضى عبد اللّه لاسكى است كه ترجمهء حالش در يتيمة الدّهر كه در اواخر قرن چهار و تتمّة اليتيمة كه در اوايل قرن 5 تأليف شده مذكور است پس از جهت اسم و نسبت و زمان انطباق تمامى در ميان است كه جاى شكّ و ترديد براى اهل دقّت نظر باقى نميگذارد كه على مذكور در سند پسر عبد اللّه لاسكى سابق الذّكر است .
و نيز از طايفهء لاسكيّه كسى ديگر به نظر ميرسد باخرزى در دمية القصر ضمن ذكر شعراى رى و جبال و آن حدود گفته ( ص 513 - 515 ج 1 چاپ دار الفكر ) :
« الرّئيس الّلاسكيّ - أنشدني الرّئيس أبو الحسن محمّد بن الحسين بن طلحة له :
دعا لومي فلو مكما معاد * و قتل العاشقين له معاد
و لو قتل الهوى أهل التّصابي * لما تابوا و لو ردّوا لعادوا
آنگاه دو قطعهء ديگر از اشعار او كه جمعا مشتمل بر يازده بيت است نقل كرده .
نگارنده گويد : از بيانات مذكوره برمىآيد كه « لاسكيان » طايفهاى بودهاند كه مورد سياست سلاطين ديالمه قرار گرفتهاند ، و از اينكه احمد بن على صبغى از انتساب به اين طايفه تبرّى مىجويد در اين گفتار خود « امّ الّذي تزعم أنىّ لاسكي » برمىآيد كه طايفهء نكوهيده و بدنامى بودهاند و السّلام على من اتّبع الهدى .