نوّاب مغفرت مآب حسام السّلطنه سلطانمراد ميرزا طاب ثراه در تربيت و تكميل وى عنايات كريمانه مبذول داشته جودت خطّ تحرير و درجهء انشاء و رسائلش كه مزيد مزاياى ديگر اوست به نظر رسيده ، ألان اللّه له كلّ شديدة كما ألان لداود الحديدة انتهى .
سپس مولد و موطن و آثار علمى و ادبى او را كاملا نوشته تا اينكه در صفحهء 27 الى 29 همان مجلّه در موضوع تصحيح تفسير ابو الفتوح رازى قدّس سرّه چنين مينگارد :
اين تفسير در كتابخانهء مقدّسهء آستانه بود كه بنيكوترين خطّى از خطّ نستعليق در كاغذ خانبالق نگاشته شده و آيات قرآنى را به طلاى خالص و سر سورهها و جزوههاى آن بلاجورد و شنجرف و طرنجكاريهاى قابل تمجيد زينت داده گشته كه بدون اغراق سه چهار هزار تومان طلا و شنجرف و لاجورد و قيمت تذهيب به مصرف آن بايد رسيده باشد ولى با اين محسّنات طورى بواسطهء كثرت غلط اين كتاب مستطاب از حيّز استفاده افتاده است كه به هيچ وجه نميشود يك صفحهء آن را بى مراجعه بكتب تحت قرائت درآورد و مرحوم شاهزاده محمّد تقى ميرزاى ركن الدّوله طاب ثراه اين تفسير را بخطّ مرحوم ميرزا ابو القاسم خوشنويس استنساخ نمود و مسلّم است ( اصل چو مغلوط گشت چيست حواشى ) و تصحيح آن را در عهدهء مرحوم حاجّ شيخ الرّئيس قرار داد ؛ شيخ الرّئيس پس از ملاحظهء تفسير استعفائى بشاهزاده ركن الدّوله بشعر ذيل نوشته و خود را از تصحيح آن آسوده ساخت :
در حضرتِ بندگان و الا * ما راست هزار سرفرازى
هر چند كه سرفكندهمان كرد * تفسير ابو الفتوح رازى
پس از استعفاى شيخ الرّئيس مرحوم ميرزا محمّد كاظم ملك الشّعراى صبورى طاب ثراه داوطلب شد و آنمرحوم كتاب را مطالعه ميكرد و اغلاط را رونويس مينمود و بمرحوم ملّا داود كه باهم دوست صميمى بودند ارائه ميداد و آنمرحوم تصحيح ميكرد و از اين ترتيب هم كارى از پيش نرفت تا آنكه مرحوم ركن الدّوله مستقيما