از مرحوم ملّا داود خواهش نمود كه چند وقتى اوقات خود را مستغرق تصحيح آن نمايد كه به زودى پيشرفت كند . مرحوم ملّا داود حسبة للّه و طلبا لمرضاته تمام اوقات خويش را مستغرق اين امر خير فرمود ؛ از اوّل تفسير تا همين اندازه كه بطبع رسيده تصحيح نمود و در مواقعى هم حواشى و تعليقاتى بر تفسير نوشت كه يكى از تعليقات ايشان در تفسير آيهء ملك « 1 » سورهء مباركهء آل عمران بامضاى « داود بن الحسن الفاضل » بطبع رسيده است ، ولى در طبع « قاضى » ( فاضل ) شده است و امضاى ايشان « داود بن الحسن القاضى » مىباشد و اگر خوانندگان محترم خواسته باشند از زمينهء غلطهاى كتاب مستحضر شوند كه چه بوده و آن مرحوم چه تبحّرى در ادبيّت داشته است كه متمكّن از تصحيح آن شدهاند نظرى به اين عبارت بيندازند ( قال فصاد فاصطفى ) اين عبارت كتاب بود كه من در محضر پدر بزرگوارم بلند مىخواندم و آن مرحوم گوش ميداد ، چون به اين عبارت رسيدم بطوريكه نوشته شده بود خواندم ؛ آن مرحوم فرمود به اين طريق بنويس : « فانّ قصائدى لك فاصطنعني » .
من بنده از سرعت انتقال او در تعجّب رفتم و دست نگاه داشتم و آن گرامى پدر معظّم فرمود : براى اينكه از ترديد بيرون آئى مراجعه به كتاب « درر و غرر » نما ، اين شعر را در فلان صفحه خواهى يافت .
تفسير تا همين اندازه كه بطبع دولتى رسيده است كاملا تصحيح شد . در اين ميانه ركن الدّوله مرحوم گرديد و مرحوم عين الملك كه بعدها ركن الدّوله شد تفسير را ناتمام از مرحوم ملّا داود گرفت و بمظفّر الدّين شاه طاب ثراه هديّه نمود و شاه مغفور هم همان اندازهء مصحّح را امر بطبع فرمود و باقى تفسير به حال عطلت باقى مانده است ؛ دستى از غيب برون آيد و كارى بكند ( انتهى ) » .
نگارنده گويد : در منتخب نفيس از آثار شيخ الرّئيس كه ميتوان گفت مجموعهء اشعار اوست آن دو بيت را كه بدايع نگار مرحوم بشيخ الرّئيس نسبت داده بدست نياوردم ، ليكن بجاى آن دو بيت دو بيت ديگر با عنوان ذيل چنين مذكور است
هامش
( 1 ) - رجوع شود بمجلد دوم چاپ اوّل ؛ ص 536 .