( ص 104 نسخهء چاپى بسال 1321 قمرى هجرى ) :
« تاريخ اتمام تفسير ابو الفتوح رازى بامر حضرت و الا ركن الدّوله فرمودهاند :
« اين نسخه كه زيبنده و يكتا آمد * از همّت بندگان و الا آمد
تاريخ طراز اين كتاب زيبا * تفسير ابو الفتوح زيبا آمد »
( 1308 )
نگارنده گويد : استاد بزرگوار عاليمقدار آقاى سيّد حسين موسوى نسل معروف به « اديب بجنوردى » مدّ ظلّه كه ساليان سال با مرحوم بدايع نگار دوست و رفيق و معاشر و مصاحب و هم مباحثه بوده است نسبت بوى بياناتى اظهار ميكردند كه مفاد آنها اينست كه : بدايع نگار مرحوم علاوه بر آنكه اديبى هنرور و شاعرى توانا و نويسندهاى زبردست بوده است بسيار امين و متّقى و صادق القول و ثقه بود چنان كه آثار و تأليفاتش نيز به اين امر شهادت ميدهد « 1 » ، و نسبت بوالد وى مرحوم ملّا داود نيز چنين اظهار عقيده كردند كه : وى در انواع علوم و كمالات متضلّع
هامش
( 1 ) - مرحوم ميرزا عبد الرحمن مدرّس آستان قدس رضوى در « تاريخ علماء خراسان » ( ص 259 ) گفته :
« بدايع نگار - ميرزا فضل اللّه فرزند ملّا باشى كه نام او را پس از اين ذكر خواهيم كرد ، وى يكى از فضلا و ارباب ذوق و صاحبان قلم در اين عصر بوده ، كتبى از قبيل تاريخ احمدى ، و مطلع الشموس ، و بدايع الاشعار ، و لباس التقوى ، و چند شماره مجله بنام « الكمال » منتشر ميكرده ، از اشعار اوست :گردون مرا بجرم هنر خوار و زار كرد * آرى در آن نگنجد فضل و كمال من
هيچم گمان بند كه چنين از كمان چرخ * تير بلا رسد ز يمين و شمال من
شكر آن خداى را كه بفضلش مزين است * از زيور قناعت و تقوى جمال من
آن مهربان خدا كه نبوده است و نيز هست * جز او و خاندان رسالت ثمال من
راه رضا و چاكرى آستان او * ذخر من است و فخر من و جاه و مال منبدايع نگار در 22 ذيقعدهء سال 1343 وفات يافته است » .
و چون بدايع نگار مرحوم نزديكتر بعصر ما و غالب آثار نامبردهاش در دسترس اهل - فضل هست و برخى از كسانى كه او را درك كردهاند هنوز در قيد حيات هستند - أبقاهم اللّه و عافاهم - از اين روى در ترجمهء او به همين قدر قناعت مىكنيم .