تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
ميدانند و تعبير از اين مطلب بكلمهء « نصّ » در آن زمان شايع و متداول بوده است . قوامى رازى ( ره ) در قصيده‌اى كه در مدح سيّد فخر الدّين و پدر او سيّد شمس الدّين رحمة اللّه عليهما كه از رؤساى شيعه در رى و از سادات بزرگوار بوده‌اند سروده دربارهء امير المؤمنين عليه السّلام چنين گفته است ( ص 113 نسخهء مطبوعه ) :
« آن امام نصّ معصوم آنكه زير ساق عرش * بوسه بر نعلين قدر او همى كيوان دهد »
و نيز در قصيده‌اى كه در مدح امير المؤمنين و يازده فرزند معصوم او عليه و عليهم السّلام سروده و آن را بمدح شرف الدّين مرتضى نقيب النّقباء رى كه كتاب بعض مثالب - النّواصب بدستور او نوشته شده است خاتمه داده گفته است ( ص 143 - 144 ) :
« چه باشد كه باشند امامان حق * بدين دم مرا نص ترا اختيار ز بعد على يازده سيّدند * بميدان دين در ، ز عصمت سوار همه پاك و معصوم و نصّ از خداى * پيمبر وقار و فرشته شعار »
چنان كه ملاحظه مىشود اين سه بيت كه كلمهء « نصّ » در آنها دوبار به كار رفته است نصّ است بر اينكه « نصّ » بمعنى « منصوص عليه » استعمال شده است از قبيل اطلاق مصدر و ارادهء مفعول مانند « خلق » بمعنى مخلوق ، و « لفظ » بمعنى ملفوظ ، پس در هر مورد از نظاير اين مورد كه كلمهء « نصّ » در كتاب بعض مثالب النّواصب به كار رفته همه از اين قبيل است . و كلمات : « بنصّى » و « بنصّ » و امثال آنها كه گاهى در متن و گاهى در پاورقى چاپ اوّل به كار رفته همه مصحّف است . و به نظر ميرسد كه « نصّ » در اين قبيل موارد بمعنى تعيين باشد چنان كه در لسان العرب ضمن ذكر معانى « نصّ » گفته : « و النّصّ التّعين على شييء ما » و گويا آنچه صاحب أقرب الموارد گفته : « و نصّ فلانا - عيّنه على شيء ما » از كلام صاحب لسان العرب مأخوذ است در هر صورت نصّ خواه بمعنى مصطلح معروف در ميان مسلمين باشد كه تعبير غير محتمل التّأويل باشد ، يا بيشتر از يك معنى واضح كه مراد متكلّم است نداشته باشد ، يا معانى ديگرش كه محقّقان بيان كرده‌اند مثلا شريف جرجانى در تعريفات گفته : « النّصّ ما ازداد وضوحا على الظّاهر لمعنى في [ ذهن ] المتكلّم و هو سوق الكلام لأجل ذلك المعنى فاذا