تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
براى اين كلمه بسيار واضح بوده است و از اين روى بطور وفور در كتب آن زمان ديده مىشود علّامهء قزوينى ( ره ) در خاتمة الطّبع تفسير ابو الفتوح ( ره ) ضمن ذكر لغات نادرهء مستعمله در آن تفسير گفته ( ص 651 ج 5 چاپ اوّل ، و ص 266 ج 12 چاپ اسلاميّه بتصحيح و حواشى عالم جليل فقيد حاج ميرزا ابو الحسن شعرانى ( ره ) : « انداخت اسما بمعنى مكر و توطئه : « و مكروا ؛ مكر كردند يعنى كفّار بنى اسرائيل ، و مكر ايشان اينجا تدبير و انداخت قتل عيسى بود و اين آنگه بود كه عيسى را براندند و بيرون كردند » ( ج 1 ؛ ص 570 چاپ اوّل ، و ج 3 ، ص 52 چاپ اسلاميّه ) و نيز « ايشان چون رسول را بديدند و سخن او بشنيدند دانستند كه آن از نزغات شيطان است ، و كيد دشمنان ايمان است ، و انداخت جهودان است سلاحها از دست بينداختند و بگريستند » ( ج 1 ؛ ص 613 كه بغلط 631 چاپ شده ، و ج 3 ؛ ص 124 چاپ اسلاميّه » . از طرز استشهاد اين مرحوم برميآيد كه اين تعبير در آن كتاب بطور وفور به كار رفته است . امّا اينكه مرحوم ملك الشّعراء بهار در مقدّمهء مجمل التّواريخ ضمن ذكر لغات لازم التّوضيح گفته ( ص ط - 9 ) : « انداختن بمعنى راى زدن و مشورت كردن ، مثال از 496 « پس از هر نوع انداختند » يعنى راى زدند و مشورت كردند » شاهد اين استعمال نيست چنان كه توهّم شده است .

تعليقهء 18 ( ص 28 ؛ س 5 ) در بيان اينكه « نص » بمعنى « منصوص عليه » به كار رفته است .

اينكه مصنّف ( ره ) گفته ( ص 28 ؛ س 5 ) : « نصّ و معصوم از قبل خدا » . نصّ در اين مورد و نظاير آن بمعنى « منصوص عليه » است توضيح آنكه شيعه امامت را مانند نبوّت ميدانند و عقيده دارند كه امام را نيز بايد خدا معيّن كند چنان كه نبى را او معيّن مىكند ، از اين روى منصوص عليه بودن را در امام شرط