استاد فقيد عباس اقبال آشتيانى در خاندان نوبختى گفته ( ص 255 ) :
« خطّابيّه از فرق غلاة و از فروع اسماعيليّه اصحاب ابو الخطّاب محمّد بن أبى زينب أجدع كوفى كه معتقد بنبوّت ابو الخطّاب بودهاند و مىگفتند كه :
ائمّه پس از رسيدن بمقام پيغمبرى برتبهء الوهيّت نيز مىرسند و حضرت صادق را خدا مىشمردند .
ابو الخطّاب معاصر منصور خليفه بود و بدست عمّال او بقتل رسيد ( مقالات اشعرى ص 10 - 11 ، فرق ص 37 و 38 - 40 و 58 - 60 و 64 ، رجال كشّى ص 187 - 199 ، الفرق 236 و 242 ، شهرستانى ص 136 - 137 ، ابن حزم ج 4 ص 186 - 187 ، منهاج ج 1 ص 239 ، خطط ج 4 ص 174 و كتب تواريخ و رجال معتبر » .
تعليقهء 16 ( ص 23 ؛ س 6 ) ابو شاكر ديصانى استاد فقيد عباس اقبال آشتيانى در خاندان نوبختى گفته ( ص 25 - 26 ) :
« ابن ديصان ( 154 - 222 )
enasedraB
يكى از حكماى شام است كه اصلا از نژاد پارت بوده و والدين او از ايران به شهر رها ( اورفهء حاليّه )
essedE
مهاجرت كرده و ابن ديصان در آنجا تولّد يافته و بنهر ديصان رودخانهء شهر رها منتسب گرديده است در سال 179 بآئين عيسوى درآمده و از بزرگترين مدافعين آن كيش در مقابل مخالفين و اهل بدعت مخصوصا پيروان مرقيون شده ولى بعدها از خود آراء و عقايدى ظاهر كرده كه مورد قبول عيسويان نشده و او را مرتدّ اعلام كردهاند ، ابن ديصان كه مردى شاعر و اختر شناس و مورّخ بوده بثنويّت عقيده داشته و مىگفته كه : نور فاعل خير است به اختيار ، و ظلمت فاعل شرّ است باضطرار ، نيكى و خير و نفع و بوى خوش عموما از نور ، و زشتى و شرّ و ضرر و عفونت كلّيّة از ظلمت به عمل مىآيد ، نور زنده و دانا و توانا و حسّاس و درّاك است ، و حركت و زندگى از اوست ، و ظلمت مرده و نادان و عاجز و بىحركت است ، و قابل عمل و تمييز نيست .