عيسى بن موسى العبّاسيّ والي الكوفة ، ذكر ذلك صاحب الرّجال الكبير في سالم - ابن مكرم » .
و در الكنى و الالقاب محصل اين كلام را گفته ( ص 60 - 61 ) :
محمّد بن مقلاص اسدى كوفى كه خدايش لعنت كناد ملعونى است غالى ؛ روايات بسيارى در مذمّت و لعن او از ائمّه عليهم السّلام وارد شده ، و از كسانى بوده كه ايمان عاريتى داشته است حضرت صادق دربارهء او فرموده : خدا أبو الخطّاب را لعنت كناد و بحربهء آهنى او را بقتل رساناد . پس خداى تعالى دعاى آن حضرت را مستجاب فرموده و بوسيلهء عيسى بن موسى عبّاسى بقتلش رسانيد .
قاضى نعمان در ذكر قصّهء غلاة گفته كه : مغيره پسر سعيد را شيطان لغزانيده و از دين بدر كرد تا او و يارانش همهء محرّمات دين را حلال شمردند و همهء منهيّات را مباح كردند ، و شرايع دين را ترك كرده و بر كنار گذاشتند و يكباره و بكلّى از اسلام خارج شدند ، و حضرت باقر عليه السّلام لعن او را و براءت و بيزارى از او را در ميان مردم آشكارا و شايع ساخت .
و ابو الخطّاب ملعون در عصر حضرت صادق عليه السّلام بود و از بزرگان اصحاب او بشمار ميرفت ناگاه همان مصيبت خروج از ايمان كه سعيد بن مغيره را دريافته بود او را نيز دريافت تا از دين بيرون رفت پس كافر شد و ادّعاى پيغمبرى كرد و پنداشت العياذ باللّه كه امام جعفر صادق عليه السّلام خداست تعالى اللّه عزّ و جل عن قوله ، پس همهء محرّمات را حلال گردانيد و ياران خود را در آن باره رخصت ارتكاب بمناهى داد ، و هر امرى از امور دين و واجبات و فرائض الهى كه عمل به آن بر ياران او سخت و سنگين به نظر مىآمد پيش او مىآمدند و مىگفتند : اى ابو الخطّاب تخفيف در تكاليف را دربارهء ما معمول بدار و كلفت و زحمت عمل به اين حكم را از ما بردار و اجازه ده تا آن را بجانياريم ، و او بايشان رخصت ترك آن عمل را مىداد تا به اين وسيله همهء واجبات را ترك كردند ، و همهء حرامها را حلال نمودند ، و وى براى ايشان مباح كرد كه يكى بنفع ديگرى كه رفيق اوست شهادت بدروغ بدهد ،
تعليقات نقض ( فارسى ) — صفحة 78
مساهمون: السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
ص٧٨