تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
شيطان ترا گويد اى دوست خداى بادى يا فسوهى از تو بيرون آمد بگوى دروغ گفتى هيچ ضرطه و فسوه از من بيرون نيامد ، اگر دوّم و سيّم بار همچنين گويد تند شو و خشم گير و گوى سوگند بخور بطلاق و عتاق كه اين معنى از من بوجود آمد اگر بطلاق و عتاق سوگند بخورد دروغ مىگويد و اگر سوگند نخورد بدان كه هم دروغ مىگويد كه شيطان باك ندارد از سوگند بدروغ خوردن . خرافات اين ملعون نگر كه چگونه حدث در نماز روا مىدارد و امثال اين حكايات درو بسيار بود . و از جمله چيزها كه كرّاميّان را كه اتباع او اند بدان وصيّت كرده است گويد جملهء گناهان از لواطه و زنا و استمناء و دزدى كردن و گواهى بدروغ دادن پنهان بتوان كرد الّا خمر خوردن كه پنهان نمىتوان كردن آب روى مردم ببرد و با او هيچ نفاق نتوان كرد . پس من جملهء كباير بر شما مباح كردم الّا خمر كه آن را بر شما حرام كردم بزّازى از اصحاب ايشان گويد از عبد الجسيم بن ابى عبد اللّه كرّام شنيدم كه او گفت از پدر خود ابو عبد اللّه كرّام شنيدم كه او گفت اگر يك قطره خمر در درياى آبسكون افتد و بنجشكى از آن آب خورد قطرهء و بپرّد و بعد از هفت سال بدرياى محيط رسد و ذرّهء از سرگين بنجشك در درياى محيط افتد آب درياى محيط و گوشت هر حيوانى كه در آن دريا باشد حرام شود تا اگر كسى ذرّهء گوشت ماهى كه در آن دريا باشد بخورد حدّ بر وى واجب شود و اگر بميرد نماز بر وى نشايد كردن و او را در ناوس مجوس بايد انداخت تا مرغان او را بخورند . و گويد اگر چه آب اندك بود چون نجاستى در وى افتد و رنگ يا بوى يا طعم بنگرداند پاك بود . و ديگر گويد اگر كسى بول در آب ايستاده يا روان كند يا غايط در آب روان كند حدّ قذف بر وى واجب شود و آن هشتاد تازيانه باشد . ديگر گويد مسح نعلها كردن واجب بود و گويد غسل از استمنا كردن واجب نبود و گويد مجامعت اگر نه بدخول بود بلكه بين الفخذين غسل واجب نكند اگر چه انزال منى حاصل شود و گويد لواطهء كودكان و بزرگان كفّار و مشركان و مجوس و يهود و نصارى عبادت باشد و گويد قوله تعالى :
لا يَطَؤُنَ مَوْطِئاً يَغِيظُ الْكُفَّارَ وَ لا يَنالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَيْلًا إِلَّا كُتِبَ لَهُمْ بِهِ عَمَلٌ