ابو عمرو او را گفت ابو عبد اللّه كرّام برسالت اوليتر بود از محمّد بن عبد اللّه ، ابو عمرو گفت بچه دليل و از كجا ميگوئى ، گفت زيرا كه ابو عبد اللّه كرّام زاهدتر بود و بعلم كلام از محمّد عالمتر بود و نيز كار زار نكرد با كس و كس را نكشت و خانهء كس نبرد ابو عمرو گفت حال چنينست كه تو ميگوئى و ليكن اين ظاهر مكن نزد عموم كه بر ما تشنيع زنند و اعتقاد من اينست كه تو گفتى ، بزّازى گفت چرا غلاة به ظاهر ميگويند كه جبرئيل را بعلى فرستاده بودند بغلط بمحمّد رفت و جايز نبود كه ما گوئيم كه ابو عبد اللّه كرّام از محمّد برسالت اوليتر بود ، ابو عمرو گفت از بهر اين ايشان را بر منبرها و منارها لعنت مىكنند ، مىخواهى كه ما را نيز مانند ايشان لعنت كنند ، گفت نه ، مازنى گفت پس اين اعتقاد پنهان دار . و از مابلوس ( ؟ ) كه از كبار ائمّهء كرّاميان بود پرسيدند كه ابو عبد اللّه كرّام فاضلتر بود يا رسول ، گفت نام دو بزرك برديد و قدر ايشان بسيار عظيم و بزرگست ، تميز كردن ميان ايشان دشوار بود ، امّا ابو عبد اللّه كرّام تصانيف بسيار كرده است و محمّد هيچ كتاب تصنيف نكرده است . قاضى گويد درين كتاب گفته است ابو عبد اللّه كرّام : اگر رسول از بهر خلق شريعتى نهادى بخلاف اين كه نهاده است بهتر بودى زيرا كه ميگويد اگر فسوى يا ضرطهء از شخصى بيرون آيد وضو بر وى واجب بود و اعضاى وضو هيچ گناه نكردهاند شستن و مسح آن واجب مىكند و جز از موضع راست كه گناه مىكند يا كرده است نمىبايد شستن با آنكه جرم وى كرده است كسى را كه گنه نكرده است بجرم ديگرى مؤآخذه مىكند اين نه حكمت بود . هم در كتاب سرّ ميگويد چرا چون يكى ديگرى را بكشد بخطا رسول گويد ديت مقتول بر عاقله بود و ايشان كسى را نكشتند ، بدانكه قاتل خويش ايشان بود ديت مقتول بريشان واجب كند و از مجرم هيچ نستانند . ديگر آنكه غسل بر جنب واجب كند و مجرم ذكر باشد نه اعضاى ديگر اين نه حكمت بود كه جملهء تن را بگناه ذكر مؤآخذه كنند . و همچنين گويد چون آب نيابد به خاك تيمّم كند در وضو نظافت هست چون آب نيابد حكمت آن بود كه اعضا را به خاك پليد آلوده كند بدان خاك كه در وى مالد . و نيز گويد رسول فرمود كه هر دو چشم را ديت تمام بود و هر دست را
تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 66
مساهمون: سيد مرتضى بن داعى حسنى رازى ( داعى الاسلام )
ص٦٦