باب دهم در مقالات كرّاميّان و اوّل ظهور ايشان
بدان كه ظهور ابو عبد اللّه كرّام در زمان عبد اللّه بن طاهر بود بنيشابور و اصل ابو عبد اللّه كرّام از سيستان بود .
عبد اللّه بن عمر روايت كرد كه رسول اللّه نشسته بود و ابو بكر و عمر و عثمان و صحابه از مهاجر و انصار ، و من در پيش وى رفتم و او با صحابه سخن مىگفت ، گفت قومى ظاهر شوند در امّت من و ابتداى ظهور ايشان بعد از دويست و پنجاه سال بود و ايشان بروز روزه دارند و بشب نماز كنند برياى خلق ، و جامههاى ايشان كهنه بود و جمعيّتشان از بهر طمع بود و همّتشان آن بود كه شكم پر كنند ، رويهاى ايشان زرد بود و دلهاى ايشان سياه ، در ذات خداى تعالى سخن گويند بجهل و انكار كتاب خداى كنند و علم آموزند از بهر طمع دنيا ، هر كه ايشان را بيند بايد كه با ايشان مخالطت نكند و چون بميرند بر ايشان نماز نكند و اگر بيمار شوند ايشان را نپرسد ، گفتم مادر و پدرم فداى تو باد اى رسول خدا بكدام علامت ايشان را بتوان شناخت ، گفت ايشان چون ظاهر شوند ظهورشان بخراسان بود و آن كه اصل مذهب ايشان نهد از سجستان باشد و آن قوم باشند كه ايشان را كرّاميّه گويند ، ايشان بدترين اضعاف مرجيان باشند و ايشان رئيس خويش را بنام من خوانند و من ايشان را حلال نكنم زيرا كه او دين مرا بدل كند و انكار سنّت من كند و گويد ايمان اقرارست و دين اضطرار ، لعنت خدا برو باد و اتباع و دوستان وى و اين كلمه را رسول اللّه سه بار بگفت يعنى لعنت .