تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢

باب نهم در بيان ظهور مقالت نجّاريان

بدان كه مقالت نجّار و اصحابش در زمان مأمون بود و ايشان در اصل سه فرقتند : اوّل برغوثيّه ، دوّم زعفرانيّه ، سيّم مستدر كه ، جمله در صفات بارى تعالى با معتزله موافق باشند و نفى رؤيت كنند و در افعال و كسب و آنكه استطاعت مع الفعل بود با مجبّره موافق باشند و در قرآن كه كلام خداست بسه فرقت شدند ، فرقتى گويند چون بنويسند جسم بود و چون خوانند عرض باشد و اين كفر باشد از بهر آنكه به خون يا به نجاست بنويسند لازم بود كه حروف كه از نجاست نوشته كلام خداى بود تعالى اللّه عن ذلك و گويند اگر قرآن را بر سنگ يا چوب نقش كنند آن قرآن بود بعد از آنكه سنگ و چوب بودند و مستدركه گويند رسول باصحاب خويش گفت قرآن مخلوقست و هر كه چنان كه رسول گفت كه قرآن مخلوقست نگويد كافر بود و بعضى گويند كه رسول نگفت كه قرآن مخلوقست و مستدركه گويند اقوال هر كه مخالف ايشان باشد كفر و ضلالت بود و بدعت و گفته‌اند اگر يكى از مخالفان گويد لا إله الّا اللّه محمّد رسول اللّه قول او كفر و ضلالت باشد پس ايشان را لازم بود كه اگر كسى گويد كه حسين نجّار نه كافر بود بلكه مسلمان بود او حلال‌زاده بود نه حرام‌زاده اين قول نزد ايشان كفر و ضلالت باشد يا كسى گويد كه حسين نجّار بحشر و روز قيامت و بهشت و دوزخ ايمان داشت اين جمله نزد ايشان كفر و ضلالت بود و چون اين كفر و ضلالت بود درست كرده باشند كه حسين نجّار نه حلال زاده بود و نه مسلمان و اگر گويند اين سخن كه شما گفتيد راستست نه كفر و ضلالت ، اصل مذهب خود باطل كرده باشند و ايشان را گوئيم اساسى بدين صفت كه شيخ شما نهاده است بر هيچ عاقل فساد آن