باب هفتم در مقالات جهم صفوان و اتباع وى
بدان كه جهم صفوان بدعت و مقالت او بترمذ ظاهر شد و سلم بن احو زمازنى او را بكشت بمرو در آخر ملك بنى اميّه و بدعتهاى او بسيارست اندكى ياد كنيم و آن هشت چيزست كه از همهء فضايح وى زشترست و ظهور مقالات جهم در زمان تابعين بود :
اول گويد خداى تعالى چيزى بيافريد و نام او رحمن پس عرش بيافريد و گفت الرّحمن علي العرش استوي يعنى آن رحمن مخلوق .
دوم آنكه گويد خداى تعالى را وصف نشايد كرد به آنكه او شيئست و نه شايد گفتن كه عالم و حىّ و سميع و بصير و موجود ، و بحول و قوّت وصف نشايد كرد و روا بود كه گويند قادرست زيرا كه فاعل جز وى نيست و نشايد وصف او كردن بهر چه در قرآن و سنّت آمده است از اسما و صفاتى كه آن مشتركست پس لازم بود كه او را جز از خالق و رازق و قادر و إله نتوان گفت ،
سيم آنكه گويد خداى تعالى عالمست بعلمى محدث و در ازل عالم نبود ،
چهارم آنكه گويد كه چون خلايق كه اهل بهشت باشند در بهشت روند و اهل دوزخ در دوزخ آنگه بهشت و دوزخ با جملهء مخلوقات نيست شوند و جز از خداى تعالى هيچ نماند و خداى در قرآن ميگويد :
أُكُلُها دائِمٌ ،
مأكولات بهشت دايم بود و ميگويد :
عَطاءً غَيْرَ مَجْذُوذٍ ،
عطائيست كه هرگز قطع نشود و ميگويد :
خالِدِينَ فِيها أَبَداً *
، اهل دوزخ از كفّار هميشه در دوزخ باشند ،
پنجم آنكه گويد خلق را هيچ قدرت و فعلى نيست و ايشان مضطرّ و ملجأاند