تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
و جعفر بن مبّشر گويد بعضى از فاسقان اهل قبله بدتر باشند از زنادقه و مجوس ، و گويد اگر كسى مردى را بفرستد كه فلان زن بسوى من بخواه ، باز آيد و زن با وى بود ، مرسل آن زن را وطى كند آن وطى طلاق باشد و حدّى بر وى واجب نشود چون نيّت آن بود كه او را زن خواهد كرد و اجماع صحابه بر حدّ كسى كه خمر خورد خطاست و هر كه حبّهء بدزدد از ايمان بيرون باشد . و بشر گويد انسان قادر بود بر ايجاد الوان و سمع و بصر بر سبيل توّلد و همچنين طعوم و رايحه هرگه كه اسباب بكند ، گويد خداى قادرست بر تعذيب طفل و ظالم بود در تعذيب او و چون او را تعذيب كند آن كودك عاقل و بالغ بود و عاصى و مستحقّ عقابست و اين سخن متناقضست زيرا كه ميگويد خداى قادرست بر ظلم و بعد از كردن ظلم عدل شود . و ابو موسي مزدار گويد هر كه با سلطان اختلاط كند و در صحبت او بود كافر باشد و از وى ميراث نگيرند و او از كسى ميراث نگيرد و گويد خداى بر ظلم و دروغ قادر بود و اگر ظلم كند و دروغ گويد خداى تعالائى بود ظالم و دروغگوى ، ( تعالى اللّه عمّا يقول الملحدون علوّا كبيرا ، ) و گويد فعل از دو فاعل جايز بود بر سبيل توّلد . هشام فوطى گويد روا نباشد گفتن : حسبنا و نعم الوكيل ، و قرآن بدان ناطقست و ميگويد :
وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ .
و جملهء معتزله گويند اثبات اسماى خداى تعالى كردن بقياس جز از آن كه در قرآن و سنّتست روا بود ، و گويند هر كه اعتقاد كند كه خداى تعالى ضارّ و نافعست كافر بود ، و گويند نشايد اطلاق كردن كه خداى تعالى تأليف كرد ميان دلها ، و گويند اعراض دليل نباشد بر وجود صانع و نه بر صدق يكى از انبيا و رسل ، و گويند هر كه افتتاح نماز كرد بشرايط و آخر نماز را فاسد كند اوّل نمازش معصيت بود و پيش از آنكه نماز را فاسد كند او را طريقى نبود كه بداند كه آن نماز معصيتست و فاسدست
تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 50 | سيد مرتضى بن داعى حسنى رازى ( داعى الاسلام )