تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
در شرع جايز دارند و ايشان را اين لازم بود . و عوفيّه ازيشان گويند هر شرّ كه بدان ترك نماز يا ارتكاب كباير بود آن كفر باشد . امّا شمراخيّه گويند خون ايشان در سرّ حرامست و در آشكارا حلال و خون آنكه مخالف ايشان بود در ميان ايشان حلالست و در دار تقيّه حرام . و خازميّه گويند خير و شرّ جمله بقضاء و قدر خداى تعالى بود چنان كه مجبّره گويند و ميمونيّه و حمزهء آذرك و اتباع وى را كافر گويند و اصحاب خلف و معبد ازيشان گويند اطفال مخالفان هميشه با پدران ايشان در دوزخ باشند . معبديّه گويند كه هر زن كه نه بر اعتقاد ايشان بود نكاح وى حرام باشد و گويند روا بود كه زكات ببنده دهند و روا بود كه از بنده زكات بستانند و گويند هر كه اين اعتقاد نكند و زكات بر بنده واجب نداند كافر بود و شيبان بن سلمه ازيشان گويد خداى تعالى بخلق ماند باعضا و جوارح و جز آن . رشيديّه گويند كه هر آن زرع كه آب آسمان خورده بود در آن ده يك واجب بود و آنچه آب رود و چشمه‌ها و كاريزها و آب دولابها خورده بود از بيست يكى واجب بود . امّا اطرافيّه گويند هر كه شريعت و آنچه بر وى واجب بود از كسانى كه در اطراف مسلمانانى باشند بنداند آن قوم معذورند و هيچ شرع بريشان واجب نبود البتّه و خوارج سجستان و قهستان را عطويّه خوانند از بهر آنكه ايشان اتباع شخصىاند كه نام وى عطيّه بود . امّا محكّمه : بدان كه اوّل قومى از خوارج كه ظاهر شدند ايشان را محكّمه خوانند و سبب ظهور ايشان آن بود كه چون امير المؤمنين على بصفّين شد بجنگ معويه و با وى هجده مصاف بكرد چنان كه در تواريخ و كتب سير مسطورست و قومى