بود چون قيام بدان تواند نمودن و با مخالفان حرب تواند كرد و ايشان گويند امامت زن درست بود گويند غزاله مادر شبيب امام بود چون شبيب وفات يافت ، و ايمن بن حزيم الاسدى ميگويد در حقّ غزاله :
اقامت غزالة سوق الضّراب * لاهل العراقين حولا قميطا
سمت للعراقين في جيشها * فلاقا العراقين منها اطيطا
[ فرقت پنجم مكرّميّه ]
فرقت پنجم مكرّميّه گويند تارك نماز كافرست و لكن از جهلست بخداى تعالى اگر او عالم بودى و معرفت حاصل كرده بودى گناه كبيره نكردى و در جمله كباير همچنين گويند .
حفصيّه از عجارده گويند ميان شرك و ايمان يك خصلتست و آن معرفتست و هر كه معرفت خداى تعالى حاصل نكرد و ديگر چيزها از معرفت رسول و آنچه بدان تعلّق دارد از شريعت و احوال قيامت و ثواب و عقاب جاهل بود و ارتكاب جمله كباير كند كافر بود نه مشرك و اگر وى را معرفت خداى حاصل نباشد مشرك بود .
يزيديّه ازيشان گويند كه خداى تعالى رسولى از عجم بفرستد و از آسمان كتابى بوى فرستد بيك بار هر چه بايد در آنجا باشد و شريعت رسول منسوخ كند و گويند كه ملّت صابيان كه خداى در قرآن ياد كرده است اين ملّت بود كه دين رسول منسوخ كند نه اين ملّت كه صابيان اين زمانه دارند و گويند موالات هر كه گواهى دهد بنبوّت محمّد از اهل كتاب واجب بود و اگر چه مسلمان نشود و قومى ازيشان گويند طاعت اگر نه از بهر خداى بود درست باشد و قومى ازيشان گويند هيچ حجّت نيست خداى را بر خلق در توحيد الّا خبر يا اشارتى كه قايم مقام خبر بود و قومى گويند هر كه در دين اسلام آمد جمله شرايع بر وى واجب بود و اگر چه او را وقوف بر آن شريعت نباشد و قومى گويند روا بود فرستادن رسولان و اگر چه ايشان را هيچ معجزه نباشد و قومى گويند هر كه خبرى بوى رسيد كه سركه حرامست و قبله را بگردانيدند واجب