در ذكر فرق شروع كنيم .
بدان كه اصل اين فرق چنان كه ياد كرديم دو است و اين هفتاد و سه فرقت شاخهاى اين دو اصلست و اگر چه بعد از تعداد ايشان اگر بشمرى هفتاد و سه فرقت بيش باشند لكن آن زيادت از اين هفتاد و سه گانه بيرون نباشند . مثال اين در مذهب شافعى كه مزنى چند مسئله بخلاف شافعى بگويد نگويند كه مزنى و آنكه موافق اوست فرقتىاند از شافعى و هر فرقتى كه باشد اگر يكى به چيزى خلاف اهل ملّت خويش كند از آن فرقت بيرون نشود .
فرق خوارج در اصل پنج بودهاند : ازارقه و عجارده و نجدات و صفريّه و اباضيّه .
فرق ميان اباضيّه و ازارقه آنست كه ازارقه گويند اصحاب كباير همه مشركند و همچنين كودكان ايشان و گويند خون كودكان ايشان كه گناه كبيره كرده باشند مباح بود مثل خون پدران ايشان و اباضيّه گويند كه هر كه بخلاف ايشان بود از اهل قبله اموال و سلاح و هر چه در حرب حاضر كرده باشند همه غنيمت بود جز از فرزندان ايشان و گويند نكاح ايشان درست بود و ميراث ازيشان توان گرفت و گويند دار مخالفان ايشان دار اسلامست الّا لشكرگاه سلطان كه آن دار بغى باشد و جايز دارند گواهى مخالف ايشان بر آنكه موافق ايشان بود . و ازارقه گويند كه كودكان مسلمانان در دوزخ باشند يعنى هر كه بر خلاف ايشان بود و اصحاب خلف از ايشان همچنين گويند و اين ازارقه اتباع نافع بن ازرق الحنفى باشند و او با عبد اللّه بن العبّاس مناظره كرد و از شجاعان خوارج بود و او گويد در دار الكفر است الّا كسى كه ايمان ظاهر كند و كشتن ايشان و نكاحشان مباح نباشد و ميراث ازيشان توان گرفت و ايشان كافران عربند ، ازيشان جز اسلام قبول نشايد كرد ، اگر اسلام نياورند قتلشان واجب بود و نشايد در جهاد ايشان توّقف كردن و هر كه توّقف كند كافر بود و اين نافع ازرق رئيس
تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 38
مساهمون: سيد مرتضى بن داعى حسنى رازى ( داعى الاسلام )
ص٣٨