باب چهارم در اصل فرق اسلام و مقالات ايشان
پيغمبر عليه السّلام گفته است كه يهود پس از موسى بهفتاد و يك فرقت شدند و امّت من بهفتاد و سه فرقت شوند جمله هلاك باشند الّا يك فرقت كه نجات يابند .
بدان كه هر فرقتى از اين فرق گويند كه ناجى مائيم و ديگران همه كافر و گمراهند و هميشه در دوزخ باشند امّا اجماع امّتست كه اين جمله فرق [ چون ] بشهادتين و صانع و انبيا و اصول شرع اقرار كردند خون و مال و زن و فرزند ايشان در حصن آمد و چون يكى ازيشان بميرد غسل و نماز بر وى و كفن و دفنش واجب بود و در گورستان مسلمانان دفن كنند و اگر چه يكديگر را كافر و گمراه خوانند و از يكديگر ميراث گيرند و اگر كسى بخلاف اين گويد از تعصّب و بىديانتى باشد و اصل آنست كه گفتيم اوّل .
بدان كه اصل اين هفتاد و سه فرقت دو است و هر يك را دو نامست يكى محمود و ديگر مذموم . امّا اصل اوّل قومى كه ايشان خود را اهل سنت و جماعت خوانند اين نام محمودست و خصم ايشانرا نواصب خوانند و اين نام مذمومست . اصل دوّم قومى كه ايشان خود را شيعه و اهل ايمان خوانند و خصم ايشانرا روافض خوانند و اين اسم نزد خصم اسم ذمّست ، پس ايشان كه گويند امام بعد از رسول ابو بكر بود خود را اهل سنّت و جماعت خوانند و اين قوم كه گويند امام بعد از نبى على بود خود را اهل ايمان و شيعه خوانند و هر قوم تفسير لقب كه ايشان را بدان خوانند طلب كنند ، اوّل نواصب گويند كه اگر از نصب آن ميخواهيد كه امام را نصب كرديم اين لقب نزد ما مذموم نيست بلكه محمودست و اگر آن ميخواهيد كه ما نصب عداوت خاندان رسول كرديم اين باطلست كه ما نصب عداوت خاندان نكرديم .