تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦
انسان نبى نباشد الّا آن وقت كه كتابى بياورد و اللعجب كه نزد ايشان چهار زن انبيا بودند : حلدى و استار و ربقى و مريم و ايشان را كتابى نبود و اين ضدّ سخن اوّليست . و گويند قول خداى كه فرعون هامان را گفت :
يا هامانُ ابْنِ لِي صَرْحاً
دروغست ، هامان بعد از فرعون بود بمدّتى دراز و او در زمين پارس مىبود و فرعون در زمين مصر و اگر هامان در زمان فرعون بودى در تورية ياد كرده بودى . بدان كه اين قول ايشان باطلست از بهر آنكه روا باشد كه هامان كه در پارس بود نه آن هامان باشد كه با فرعون بود و اگر گوئيم كه همان بود روا باشد زيرا كه اتّفاقست كه فرعون از فارس بود و نقل كرد بمصر ، چرا نشايد كه هامان از پارس با فرعون يا بعد از فرعون نقل كند بمصر و آنچه گويند كه ميان ايشان روزگارى بسيار بود درست نيست و اگر درست شود آن هامان ديگر بوده باشد و لازم نيايد كه در عالم هامان خود يكى بوده باشد و آنچه گويند كه اگر چنين بودى تورية بدان ناطق بودى گوئيم اگر جملهء احكام و قصّه‌ها و اخبار در تورية بودى بانجيل و ديگر كتابها حاجت نبودى و فرستادن آن بىفايده بودى . بدان كه نصارى و مجوس ختنه نكنند و غسل جنابت و حيض و نفاس و استحاضه نكنند و در حيض زن را وطى كنند و گويند هر كه زنى كرد هيچ زن ديگر نتواند كردن و نتواند كه وطى كنيزك كند و نتواند كه او را طلاق دهد و زنى ديگر خواهد يا كنيزك را وطى كند و چون شوهر بميرد زن نتواند كه هرگز شوهرى ديگر كند و نزديك ايشان هيچ حدّ و قصاص نباشد و جملهء فضايح ايشان بر شمردن ملال انگيزد و بدين قدر اختصار كنيم . امّا صابيان گويند عالم را صانعى هست كه فلك و كوكب را بيافريد به احكام تمام و تدبير عالم بكواكب داد و هرچه در عالم پديد آيد مدّبر آن كواكب باشند و ايشان عبادت كواكب كنند و بر صورت هر يك از كواكب هفتگانهء سيّار بت‌ها تراشند و سجدهء ايشان كنند و گويند از بهر آنكه ما از كواكب دوريم سجدهء بت ميكنيم كه بر صورت ايشانند و بروز ، و شب كه آفتاب تحت الارض باشد و كواكب ظاهر شوند ، خود سجدهء