باب سوم در بعضى از مقالات جهودان و ترسايان و صابيان
بدان كه يهود بعد از موسى و هرون صلواة اللّه عليهما هفتاد و يك فرقه شدند و هر فرقهء آن ديگر را ضالّ و گمراه دانند و آنچه در زمان ما در بلاد عجمند دو فرقه ظاهرترند يكى را قراان خوانند و يكى را ربانان ، و ربّانان بعدل گويند و كفر و فواحش و ظلم بر خداى نبندند و گويند بد نكند و نخواهد و بدان راضى نباشد و ثواب و عقوبت خلايق بر قدر افعال ايشان دهد چنان كه حكمت اقتضاى آن كند و او را نتوان ديد و جا و مكان ندارد موافق مذهب اهل عدل . و قرّاان مشبّهى باشند و گويند او بر عرشست و سر و دست و پاى و جملهء اعضا دارد و رود و آيد چنان كه مشبّههء اهل اسلام گويند و كفر و فسق و فجور و ظلم و جملهء فواحش ازو دانند و گويند او را بتوان ديد چنان كه مجبّره گويند ، و جملهء يهود مقرّ باشند بهر نبى و رسول كه پيش از موسى و هرون و يوشع بن نون بود و يوشع را نبى دانند نه وصىّ و بنوزده نبى كه بعد از موسى بودند ايمان دارند الّا سليمان و عيسى و محمّد عليهم السّلام و گويند سليمان ساحر بود و جنّ و انس بسحر مطيع او بودند و گفتهاند كه يهود سليمان را رسول دانند و گويند عيسى پسر يوسف نجّار بود و مريم را ناسزا گويند و ايشان و ترسايان گويند عيسى را يهود بكشتند و اين دروغست و خداى تعالى در قرآن ميگويد :
وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ .
و گويند چهار زن پيغمبر بودند : مريم خواهر هرون و موسى عمران و حلدى و استار و ربقى ، و گويند موسى گفت هرگز شرع و دين من منسوخ نشود .
يهود در نسخ بر سه قولند ، قومى گويند نسخ شرايع جايز نبود عقلا و قومى گويند عقلا روا بود امّا شرع منع آن كرده كه موسى گفت شرع من منسوخ نشود و