تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
از كتاب كيان و بيان از كتب مجوس نقل كردم و در كتاب خوره روزان گفته‌اند كه خمسه در آخر اسفندار مذماه بود و آن را جهنبار گويند و گويند در اين روزها خداى تعالى جهان بيافريد و درين روزها چيزها فرو فرستاد و در سحرگاه شب نوروز از اوج بر بالا شوند و گويند درين خمسهء مختار هر روز بعد از نماز زمزمه از بهر صاحب روز لازم بود و همهء عبادتهاى ايشان در آن وقت درست بود كه روى به بول گاو بشويند پس عبادت كنند و قومى ازيشان گويند ابتداى خلق از مهل و از مهليان بود نه از آدم و حوّا و اهل هند و چين گويند اوّل خلق نه از يك پدر بود كه اگر از يك پدر بودى خلق يكسان بودندى و در اشكال ايشان تفاوت نبودى . مجوس گويند ارواح جزويست از نور ربّ العزّه و ايشان را در جسمها محو و محبوس كرده‌اند و جسم جزويست از ظلمت و ظلمت جزوى از ابليس چنان كه نور جزويست از ربّ العزّه . بدان كه هيچ مذهب نزديكتر بمذهب فلاسفه از مذهب مجوس نيست و ايشان و طى مادر و خواهر و دختر و عمّه و خاله و آنچه از ايشان بزايند جمله حلال دانند اّلا آنكه فلاسفه جملهء قبايح شرعى و محرّمات مباح دارند و مجوس گويند شرع مباح كرده است الّا آنكه هر فرزندى كه ازينها بزايد او را در شرف تفاوت بود فرزند كه از مادر خود آورد شريف‌تر بود از آنكه از دختر آورده بود و آنچه از دختر آورد شريفتر از آنكه از خواهر آورد و آنچه از جدّهء خويش آورد شريف‌تر از همه بود . يكى از مجوس كه او از جملهء وزراء بود شرح اين داده است . گويد چون مادر اين فرزند جدّهء پدر باشد اين فرزند را فراستى و كياستى باشد و فصيح و نيكو طلعت بود و داهى و محتال باشد و درين معنى مبالغتى عظيم ميكرد تا گفت كه عطارد مردى بود كه از جدّهء جدّ خود بوجود آمده بود و او زنى پير بود قبيح منظر ، باز عطارد را به روى شفقت بود كه هيچ مرد بر وى التفات نميكرد در روزى كه مجوس آن را بزرگوار دارند از بهر تبرّك و شفقت با وى وطى كرد در حالى كه آفتاب طلوع ميكرد و عيّوق با وى بود آن عجوزه حامل شد و در مدّت حمل سيب اصفهانى و به در خمر ميخويسانيد