باب دوم در مقالات مجوس و دين ايشان
بدان كه مذهب مجوس آنست كه عالم را دو صانعست : يزدان و اهرمن ، يزدانرا خداى گويند و اهرمن را شيطان . و گويند باريتعالى چون عالم را بيافريد انديشهء بد كرد گفت مبادا كه مرا ضدّى باشد كه مرا عدو باشد شيطان از فكر وى پديد آمد و بعضى ديگر گويند چون يزدان تنها بود او را وحشتى پديد آمد فكر بد كرد و اهرمن از آن پديد آمد و اهرمن بيرون عالم بود از سوراخى نظر كرد و يزدانرا بديد و جاه و منزلت او ملاحظه كرد حسد برد و شرّ و فساد در وى پديد آمد يزدان ملائك بيافريد تا لشكر وى باشند و خود و لشكر با اهرمن جنك كردند و جنك ميان ايشان دير بماند ، چون يزدان نتوانست منع اهرمن كردن با يكديگر صلح كردند و شمشيرها پيش قمر بنهادند و قومى گويند پيش ملائكه بنهادند به شرط آنكه اهرمن در عالم باشد آن مدّت كه معيّن كرده بودند ، و هر كدام كه عهد بشكستند پيش از آنكه مدّت به آخر رسد او را بشمشير خود بكشند و چون مدّت به آخر رسد اهرمن از عالم بيرون شود و چون بيرون بود عالم خير محض باشد و شرّ و فساد باقى نماند و بعضى از ايشان گويند يزدان و اهرمن هر دو جسمند و بعضى گويند اهرمن نه جسمست و يزدان جسمست و گويند يزدان مطبوعست بر خير و شرّ نتواند كردن و اهرمن مطبوعست بر شرّ و خير نتواند كردن و هر چه خيرست در عالم از يزدان حاصل شود و هرچه شرّست از اهرمن و گويند بيماريها و آفريدن موذيات مانند مار و كژدم و جز ايشان قبيحست و آن از اهرمن حاصل شود و اين باطلست زيرا كه فكر و شك نزد ايشان همه قبيحست و آن از يزدان حاصل شود .
و زردشت نبىّ مجوس از اهل آذربايجان بود و در پارس مقيم بود و حال او چنان بود كه وى علم نجوم نيك دانستى و طلسمات و مخاريق زير زمين بساخت و نفقات