را جز از هند و فرس ديگران ندانند و سه قوم ازيشان او را دانند اوّل كيشيه دوّم مانيه ، سيّم غاليه و گويند آدم و حوّا گمراه و ضالّ بودند فيشداذ يعنى آنكه سابق بود به حق و سنّت تاحا ( ؟ ) را ديد پدر عرب كه ظلم ميكرد و حقّ ديگران بظلم بدست فروميگرفت برخاست و خطبه كرد و گفت شما بسيار شديد شما را لابد رئيسى بايد مطاع به دفع ظلم ظالم از مظلوم كند ايشان گفتند تو اوليترى بملك از ما ، او اوّل كسى بود كه آتش پرستيد و آتش خانه كرد در خراسان كه آن را نارسدير خوانند و ديوان بهر او كردبنداذ بنا كردند و معنى كردبنداد آنست كه آن را كرده يافتند و گويند سذق او بنهاد و گويند گيومرث نهاوند را معمور يافت و اين دليل بود كه گيومرث نه ابو البشر بود و گويند از بهر اين او را نهاوند خوانند و گويند طوفان نوح در زمين فرس نبود و طوفان عام پيش از آدم و حوّا بود و انوشاذيه ازيشان گويند خضر يار همهء انبياست و جز از وى كسى يار انبيا نبود و او برادر جمشيد بود ، مانويّه گويند در زمان دارا زردشت اروند ظاهر شد و مجوس انكار آن كنند و مانويّه گويند عيسى عليه السّلام خلق را بزردشت ميخواند و گويند موسى عليه السّلام نه پيغمبر بود و مجوس گويند از اوّل عمر دنيا تا آخر زوال بلاد دوازده هزار سال يزدان مقرّر كرده است و اوّل انسانى كه آفريد گيومرث بود و اوّل حيوانى كه آفريد ثور بود كه او را گاوايوداذ خوانند و ايشان در مركز علوّيات بماندند سه هزار سال بىآفتى و آن سالهاى حمل بود و ثور و جوزا پس ايشان را به زمين فرستادند و سه هزار سال كه سالهاى سرطان و اسد و سنبله است بىآفتى و بلا در زمين بماندند و چون دور به ميزان رسيد و مضادات و فساد ظاهر شد گيومرث و ثور مالك آب و گل و نبات شدند سى سال از دور ميزان ، پس گيومرث بمرد و از پشت وى نطفهء بيرون آمد و در زمين فرو رفت و چهل سال در زمين بماند و از آن درخت ريباس پديد آمد چنان كه از پيش گفتيم و گويند طالع الف ميزان سرطان بود و شمس و قمر و سيّارگان در شرف بودند الّا عطارد و مجوس گويند سيّارهء پنجگانه نحسند و گويند اگر نه آن بودى كه ايشان در برجها راجع شوند بقمر بسى آفتها و بلاها پديد آمدى امّا كواكب بيابانى دفع شرّ ايشان ميكنند و اين حكايات
تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 15
مساهمون: سيد مرتضى بن داعى حسنى رازى ( داعى الاسلام )
ص١٥