تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 10

مساهمون:

ص١٠
اوّل خداى تعالى و فيض وحى و اتّصال معراج و ناموس نبوّت . بدان كه اين قوم را خبط بسيارست ، يك بار گويند مبدأ اوّل عقلست و او اشرف موجوداتست و نزديكتر بمبدأ اوّل و ديگر گويند عقل خدايست و ملائكه بنزد ايشان قوّتهاى نفس كلّيست و مشاهدهء ادراك بعقل ، و افلاطون كتاب نواميس تصنيف كرده است و در آنجا در حقّ انبيا گويد اين حكايات كه گفته شد . بدان كه اين قوم را اعتقاد بصانع و انبيا و كتب و هر چه بخلق رسانيده‌اند از امر و نهى و احكام و اخبار و امثال اين نباشد و جملهء شريعتها و دين‌هاى رسل و اخبار گور و عذاب و حشر و نشر و حساب و ترازو و صراط و بهشت و دوزخ و ثواب و عقاب و ملائكه و ملك الموت همه را محال و هذيان دانند و گويند كه كتب رسل سخن ايشانست و هركرا بدين چيزها كه ياد كرديم ايمان بود او را جاهل خوانند و گويند رسولان جمله حكما بودند . امّا ايشان را جاه و منصب دوست بود از بهر مصلحت كار خويش اين شرايع و دينها بنهادند تا نادانان و جاهلان را مطيع خود كنند و اگر چنين نكردندى كس مطيع ايشان نشدى ، و گويند رسولان اگر چه حكما بودند درجهء ارواح ايشان نزد عقل اوّل كمتر از آن حكماى ديگر باشد زيرا كه ايشان ترك حكم و رياست و اتباع كرده بودند و رسل ترك آن نكردند و گويند سرگردانى خلق و گمراهى ايشان همه از انبيا و رسل بود و اگر ايشان را حبّ جاه و رياست نبودى و خلق را با حال خود بگذاشتندى در دنيا فساد از اين كمتر بودى . و گويند نكاح را فايده آنست كه چون فرزندى در وجود آيد دانند كه تربيت او كرا ميبايد كرد و او را با كدام خانه ميبايد رفت و اگر بدانچه شخصى گويد اين زن را به تو دادم و او گويد خواستم بدين كلمه هيچ حلال نشود و اگر فضايح و كفر ايشان جمله ياد كنيم بطومارها تمام نشود ، بدين قدر اقتصار كنيم . اما اصحاب افلاك و نجوم ، ميان ايشان خلافست در قدم عالم و از آنان كه گويند عالم قديم است قومى گويند قسمت تعلّق ببروج دارد تا چهار طبايع بر آن بروج بنگرد حيوان پديد نيايد آنگه ابتدا از حمل كنند و گويند دوازده هزار سال شمسى قسم حمل بود و در وى هيچ حاصل نيايد زيرا كه حمل برج آتشيست و بيك عنصر چيزى
تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 10 | سيد مرتضى بن داعى حسنى رازى ( داعى الاسلام )