حاصل نشود و دههزار سال قسم ثور بود و ثور ارضيست و به دو عنصر هيچ حاصل نشود يكى گرم و خشكست و دوّم سرد و خشك و هشت هزار سال قسم جوزا بود ، چون سه طبيعت جمع شد گرم و خشك ، و سرد و خشك ، و گرم و تر نباتات پديد آيد و چون دور بسرطان رسيد و آن سرد و ترست چهار طبيعت تمام شد و حيوان پديد آيد ، و قسمت سرطان هفت هزار سال بود و هفت سيّاره درين سير با وى شريك باشند در هزار سال اوّل زحل شريك وى بود و در هزار دوّم مشترى و همچنين تا بقمر رسد و هزار آخر شريك قمر بود . و گويند چون دور تمام شود عالم خراب شود و در دور اسد و سنبله و ميزان هيچ حيوان نباشد و چون دور بعقرب رسد حيوان پديد آيد و گويند ابدا چنين باشد . در بروج آتشى و ارضى هيچ نبود و در بروج هوائى نباتات پديد آيد و در قسمت برج آبى حيوان پس بقول ايشان هرسى هزار سال كه خراب باشد بعد از آن هفت هزار سال آبادان بود و هميشه برين ترتيب و هرگاه كه خراب شود آب ربع مسكون را بگيرد و چون آبادان شود عمارت در آن ربع بود كه آب از آن نقل كرده باشد و قومى ديگر ازيشان گويند كه دور تعلّق بسير اوجات دارد و در آن دو مذهبست ، بعضى گويند ببيست و چهار هزار سال يك دور اوجات تمام شود و بعضى گويند بسى و شش هزار سال تمام شود و نزد ايشان هرگاه كه بروج از مثلّثه نقل كند بمثلّثهء ديگر عمارت نقل كند از ربعى بربعى ديگر و هميشه چنين باشد و ايشان كه گويند عالم را آخر هست سه فرقهاند : اول اصحاب سند هند و ايشان گويند مدّت ايّام عالم چهار هزار و سيصد و بيست و شش هزار سال شمسى باشد فرقت دوم اهل هند ، ايشان گويند مدّت ايّام عالم چهار طورست و هر طورى چهار كور و هر كورى چهار دور و هر دورى شش هزار سال مجموع آن سيصد و هشتاد و چهار هزار سال باشد ، فرقت سيم اهل فرس و ايشان گويند مدّت ايّام دنيا سيصد و شصت هزار سال باشد و آن را به چهار قسم كنند بر عدد فصلهاى سال و هر قسمى را طور نام كنند پس هر طورى بسه قسم كنند چنان كه هر فصلى سه ماهست و آن را كور نام كنند پس هر كورى بسه قسم كنند بعدد روزهاى ماه و آن را دور خوانند پس هر
تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 11
مساهمون: سيد مرتضى بن داعى حسنى رازى ( داعى الاسلام )
ص١١