تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
ثوبان مولى رسول اللّه گويد كه رسول روزى اشاره بمعويه كرد و باصحاب گفت اى قوم چون معويه را بر منبر من بينيد سنگ برو اندازيد و او را بكشيد ، بعد از آن گفت اى معويه اگر تو با مسلمانان بظلم جنگ كنى در تابوتى باشى از آتش دوزخ و هزار سال فرياد كنى كه يا حنّان يا منّان هيهات هيهات لما توعدون . و از حسين بن على روايتست كه رسول در هفت موضع لعنت كرده است بر ابو سفيان و معويه . و از ثوبان روايتست كه رسول گفت معويه روز قيامت در صندوق آتشين باشد ابو سعيد خدرى گويد رسول اللّه فرمود كه هر كه معويه را بيند كه بر منبر من خطبه مىكند سر وى را بشمشير بزند . حسن بن على گفت نكردند آنچه رسول اللّه گفت خداى ايشان را خوار كرد . عبد اللّه بن مسعود گفت از رسول شنيدم كه گفت چون معويه را بر منبر من بينيد او را بكشيد كعب الاخبار گفت بخيبر بوديم زنى پيش رسول آمد و گفت يا رسول اللّه ابو سفيان و معويه اشتر من گرفته‌اند رسول گفت برو و بگوى كه اشتر من باز دهيد زن برفت گفتند نمىدهيم باز بيامد و گفت نمىدهند رسول خشم گرفت و گفت برو و شتر طلب كن ، زن ديگر بار برفت و طلب كرد و شترش آنجا خفته برد و زانو بسته گفتند طلب كرديم اين ساعت يافتيم پس ابو سفيان و معويه نزد رسول آمدند چون رسول را چشم بريشان افتاد فرمود : اللّهمّ العن التّابع و المتبوع . حسن بصرى گفت رسول فرمود كه دشمنترين خلايق روز قيامت به خدا بنى اميّه باشند و بنى ثقيف و بنو حنيف . محمّد بن لبيد روايت كند از بعضى از اصحاب بدر كه رسول نشسته بود و قضيبى در دست داشت ، معويه بيامد رسول گفت وقتى باشد كه معويه طلب امارت كند چون او را بينيد كه طلب آن مىكند شكم وى بشكافيد و قضيب بر شكم معويه نهاد . عبد اللّه بن زبير گويد از رسول شنيدم كه گفت فرزندان حكم ملعونند . عبد اللّه بن عمر گويد پيش رسول نشسته بودم و عمرو عاص برفته بود كه جامه برپوشيد رسول گفت مردى لعين در آيد اين ساعت ، در حال عمرو عاص درآمد . ابو يحيى نخعى گويد نزد حسن و حسين نشسته بودم و مروان حكم نشسته بود ، حسن رها نكرد كه حسين سخن گويد مروان گفت شما اهل بيت ملعونيد حسن گفت كه خداى تعالى بر تو لعنت كرده است