تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
بدان كه اين از دو حال بيرون نبود يا ايشان را مساوى بود يا نه ، اگر گويند ايشان را مساوى نيست پس حديث باطل بود و رسول را نسبت بجهل كرده باشند و رسول نشايد كه چنين سخن گويد ، و اگر گويند مساوى هست حديث ديگر باطل كرده باشد كه : اصحابى كالنّجوم بايّهم اقتديتم اهتديتم ، اصحاب من چون ستارگانند بهر كدام كه اقتدا كنيد راه يابيد ، زيرا كه رسول جائز ندارد اقتدا كردن باهل مساوى و نيز مساوى بر كبائر و صغائر افتد و تخصيص بصغائر بدليل نتوان كرد و چون متناول كبيره باشد و صاحب كبيره فاسق بود نشايد كه گويد : لا غيبة لفاسق ، فاسق را غيبت نباشد ، آنگه گويد فسق مكنيد كه تناقض باشد و ايشان را ازين احاديث موضوع بسيارست بدين قدر اختصار نمودن اوليتر تا خواننده را ملالت حاصل نشود . گويند كه روزى ابو هريره با بغلهء قيمتى با پيادگانى چند بدر خانهء عايشه بگذشت ، عايشه بر غرفه بود گفت : من هو ؟ اين كيست ، ابو هريره بر عايشه طعنه زد و گفت او كه باشد كه بدر خانهء من بدين عظمت گذرد ابو هريره بشنيد سر بغله باز كشيد و گفت اى ستّى خاموش باش كه سى صد حديث افترا كردم از رسول و بر پدر تو بستم تا چنين مىروم ، عايشه چون بشنيد خاموش شد و هيچ جواب نداد .