تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
را معلوم كرده بود كه ايشان بكر بميرند و رسول ايشان را با عثمان عقد كرده باشد ، و نيز گوئيم در تزويج با رسول شرفى هست ، ردّ كردن كسى را رسول و دختر به دو ندادن نقص بود ، و اجماع اصحاب حديث و تواريخ و سيرست كه ابو بكر نزد رسول شد و فاطمه را خواست وى را اجابت نكرد و همچنين عمر و اين نقص بود بى شك و ابو بكر و عمر بهترند نزد شما ، اگر گويند روا باشد كه ابو بكر و عمر را اهل فاطمه نديد و عثمان را اهل رقيّه و امّ كلثوم يافت گوئيم اين باطلست زيرا كه ابو بكر و عمر از عثمان بهترند و رقيّه و امّ كلثوم دختران رسول و ايشان بزرگتر از فاطمه بودند چگونه كسى كه نزد شما فاضلتر خلايقست رسول وى را اهل فاطمه كه دختر كوچك بود نشناسد و عثمان را اهل دو دختران بزرگتر بسال داند و ايشان هر سه از يك مادر و پدر بودند و ركاكت اين سخن بر عاقل پوشيده نباشد ، اگر گويند ردّ كردن رسول ابو بكر و عمر را از تزويج فاطمه دليل نبود كه عثمان بهتر از ابو بكر و عمر باشد گوئيم همچنينست اگر درست شود كه رسول دختران بعثمان داد اين معنى دليل نبود بر شرف عثمان .

حديث بيستم : [ شرم رسول خدا و ملائك از عثمان ! ! ]

گويند ابو بكر روزى پيش رسول آمد و زانوهاى رسول برهنه بود نپوشانيد و عمر در آمد نپوشانيد چون عثمان درآمد زانوها بپوشانيد چون بيرون رفتند عايشه گفت اين چه حالتست كه ابو بكر بيامد زانوها نپوشانيدى عمر بيامد نپوشانيدى عثمان بيامد بپوشانيدى رسول گفت من از آن كس شرم دارم كه خداى تعالى از و شرم دارد و بروايتى ملائكه ازو شرم دارند . بدان كه اين حديث از سه وجه باطلست : اوّل آنكه نزد ايشان از ناف تا سر زانو عورتست و هر كس را از اسلام بهرهء باشد روا دارد كه رسول پيش ابو بكر و عمر عورت خود برهنه كرده بود و ايشان روايت كنند كه رسول گفت اگر در آب رويد يا حمّام مئزر در ميان بنديد و عورت از ملائكه بپوشيد و خود كشف عورت كند نزد مردم ، وجه دوّم آنكه لازم شود كه عثمان از ابو بكر و عمر بهتر بود زيرا كه خدا و رسول از عثمان شرم دارند و از ابو بكر و عمر ندارند ، وجه سيّم آنكه خالق خير و
تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 246 | سيد مرتضى بن داعى حسنى رازى ( داعى الاسلام )