تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام ( فارسى ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ وَ ما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ
، گفت كه خداى ايشان را عذاب نكند تا تو در ميان ايشان باشى و عقاب نكند مادام كه استغفار كنند ، امّا سنّت ، رسول مىفرمايد كه : النّجوم امان لاهل السّماء و اهل بيتى امان لاهل الارض فاذا ذهب النّجوم ذهب اهل السّماء و اذا ذهب اهل بيتي ذهب اهل الارض ، يعنى ستارگان امان اهل آسمانند و اهل بيت من امان اهل زمين ، چون ستارگان نمانند اهل آسمان نمانند و چون اهل بيت من نمانند اهل زمين نمانند . چون اهل بيت كه امان اهل زمينند با رسول هلاك شدندى عمر چگونه نجات يافتى ، و العجب كه اگر ايشان را باهل بيت پيغمبر و فضيلت ايشان ايمان نبود آخر به اعتقاد ايشان ابو بكر از عمر فاضلترست و عمر در حقّ معاذ گويد : لو لا معاذ لهلك عمر ، پس چگونه روا باشد كه ابو بكر و معاذ هر دو هلاك شوند و عمر نجات يابد . امّا اجماع امّت ، خلاف نيست كه رسول مهتر و بهتر همه انبياء است و مىفرمايد على را لحمك لحمى و دمك دمي ، گوشت تو گوشت من و خون تو خون من ، و مىگويد كه : فاطمة بضعة منّي يعنى فاطمه پارهء از منست و مىگويد كه امام حسن و امام حسين جگر گوشگان منند . پس چگونه خير الانبياء و خير الاوصياء و خير النّساء كه بهترين خلقند همه هلاك شوند و عمر نجات يابد ، و درين حديث اثبات قول بعضى از صوفيان كردند كه ايشان گويند اولياء بهتر از انبياء و رسلند و عمر را از اولياء دانند ، پس ازين جهت او را تفضيل نهادند . بدان كه اينجا هم كور شدند و هم لال و از نقض احتراز نكردند از بهر آنكه ابو بكر پيش ايشان فاضلتر از عمرست پس چگونه ولىّ فاضل را هلاك كنند و مفضول را نجات دهند .

حديث نهم : [ وحى بعمر ]

گويند رسول گفت هرگز وحى تأخير نكرد از آمدن به من الّا پنداشتم كه آن را بعمر فرستادند . بدان كه اگر جملهء اعداى دين خواهند كه در دين تخليط و فساد كنند چنان كه بنى اميّه كردند هرگز ايشان را ميسّر نشدى ، اگر اين